در دروازه شیراز رسیدم
در دروازه شیراز رسیدم
صدای طبل وشیپور شنیدم
به خودگفتم که این طبل نظام است
2سال شخصی گری برمن حرام است
نگو شیراز بگو زندان هارون
همه دورورش دشت وبیابان
الان که شیراز خاکش شورزاه
غذای پادگانش زهرماره
به خط کردن وتراشیدن سرم را
لباس آش خوری کردن طنم را
گروهبانان مرا بی پاره کردن
لباس شخصی ام راپاره کردن
نگو شیراز بگو سنگ بیابان
نگو ارشد بگو گرگ بیابان
از ان روزی که نخوردم قندوچایی
شدم سرباز نیروهایی
نگو شیراز بگو ویرانه غم
نگهبانی زیاد و مرخصی کم
لباس سربازی فانسخه داره
دل سربازهزارتاغصه داره
سرپست نگهبانی خوابم امد
محبت های مادرم یادم امد
خوشا انروزی که پنچ ساله بودم
درون کوچه ها اواره بودم
چرا مادرمرا20ساله کردی
درون پادگان اواره کردی
بسوزد ان که سربازی به پاکرد
تمام مادران راچشم راه کرد
از ان روزی که سربازی بنا شد
ستم برمانشد ....بردختراشد
کلاغ پرمیبرن کاسه به دندان
برای دادن یک تکه نان
بدورو مارو میبرن به میدان
پامرغی میارن مارابه گردان
نوشتم نامه ای بابرگ چایی
کلاغ پرمیروم مااااااادر کجاااااایی
صدای طبل وشیپور شنیدم
به خودگفتم که این طبل نظام است
2سال شخصی گری برمن حرام است
نگو شیراز بگو زندان هارون
همه دورورش دشت وبیابان
الان که شیراز خاکش شورزاه
غذای پادگانش زهرماره
به خط کردن وتراشیدن سرم را
لباس آش خوری کردن طنم را
گروهبانان مرا بی پاره کردن
لباس شخصی ام راپاره کردن
نگو شیراز بگو سنگ بیابان
نگو ارشد بگو گرگ بیابان
از ان روزی که نخوردم قندوچایی
شدم سرباز نیروهایی
نگو شیراز بگو ویرانه غم
نگهبانی زیاد و مرخصی کم
لباس سربازی فانسخه داره
دل سربازهزارتاغصه داره
سرپست نگهبانی خوابم امد
محبت های مادرم یادم امد
خوشا انروزی که پنچ ساله بودم
درون کوچه ها اواره بودم
چرا مادرمرا20ساله کردی
درون پادگان اواره کردی
بسوزد ان که سربازی به پاکرد
تمام مادران راچشم راه کرد
از ان روزی که سربازی بنا شد
ستم برمانشد ....بردختراشد
کلاغ پرمیبرن کاسه به دندان
برای دادن یک تکه نان
بدورو مارو میبرن به میدان
پامرغی میارن مارابه گردان
نوشتم نامه ای بابرگ چایی
کلاغ پرمیروم مااااااادر کجاااااایی
- ۴.۴k
- ۰۴ مرداد ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط