{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ابرها رفتند.

ابرها رفتند.
یک هوای صاف ،
یک گنجشک، یک پرواز.
در گشودم:
قسمتی از آسمان افتاد در لیوان آب من
آب را با آسمان خوردم!
من کتابم را گشودم زیر سقف ناپدید وقت
پرتقالی پوست می کندم
شهرها در آیینه پیدا بود
دوستان من کجا هستند؟
روزهاشان پرتقالی باد!

#سهراب_سپهری

#عصر_شنبـــہ_تون_دلپذیر❤ ️

╲\╭┓
╭🌹 ╯
┗╯\╲

╲\╭┓
╭🌹 ╯
┗╯\╲

خنده را بر لب نشان تا رنگ پیری گم شود
خلق را مسرور گردان تا جدایی کم شود
هر تبسم غنچه ای آرد به رخسار شما
چهره گر خندان شود نامهربانی کم شود

عصرهاتون لبریز از لبخـــــند
دیدگاه ها (۱)

💖 ✍ ❤ ️امروز بیشتر از دیروز دوستت میدارمو فردا بیشتر از امر...

Firouzeh:صرف جویی کن ... !در گفتن " دوستت دارم " به آدمها .....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط