{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حواسمان نیست که چه راحت باحرفی که درهوا رهامیکنیم٬

حواسمان نیست که چه راحت باحرفی که درهوا رهامیکنیم٬
چگونه یک نفر را به هم میریزیم
چند نفر را به جان هم می اندازیم
چه سرخوردگی یا دلخوری هایی به جای میگذاریم
چقدر زخم میزنیم....
حواسمان نیست که ما میگوییم و رها میکنیم
و رد میشویم و میگذاریم به پای رک بودنمان
اما یکی ممکن است گیر کند...
بین کلمه های ما...
بین قضاوتهای ما...
بین برداشت های ما...
دلی که میشکنیم ارزان نیست...
دیدگاه ها (۱)

←گوشِه کتابام اسمه توِ...←در و دیواره اتاقم تَصویره توِ...←ل...

امروز تولد کسیه که با آهنگاش زندگی میکنم

درد مــــیدونی چیــــه؟اینکـــه یـــه دختـــربــــا شنـــیدن...

|~ گَلومـ پُر اَز بُغضـ ـہاییِہـ کِہـ |~ نَہـ مےتونَمـ بِشکَ...

« شیطون کوچولوی من »فصل سوم ویو آنا::«نه» صدایش مانند نجوای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط