{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک نفر را می‌شناختم

یک نفر را می‌شناختم

که در وداع با یک شهر

فقط چمدان اش را می‌بوسید

زیرا که تنها بود.
دیدگاه ها (۰)

محبوب منپایبند من باشچون اندوه...

گفته اى فراموشم کناما اینغیر ممکن استزیرا براى فراموش کردنتا...

لب ‌هایت رابیشتر از تمامی کتاب هایمدوست می دارمچرا که با لبا...

دهانتپوستتو دلتنگی هایتهمه میراث زندگی ست.

اونجا که خاکسار میگه :یک نفر نیست صدایم بزند برگردم می برم ب...

فقط دو تاشو می‌شناختم🫠🫠🫠

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط