{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در هیاهوی زندگی دریافتم

✍🏾در هیاهوی زندگی دریافتم ؛
چه بسیار دویدن ها،که فقط پاهایم را از من گرفت
در حالی که گویی ایستاده بودم ،
چه بسیار غصه ها،که فقط باعث سپیدی موهایم شد
در حالی که قصه ای کودکانه بیش نبود ،
دریافتم،کسی هست که اگر بخواهد “می شود”
و اگر نخواهد “نمی شود”
📚دلنوشته های یک زن تنها
دیدگاه ها (۱)

برف هفت سالگی ام را به خاطر صدای مادرم دوست داشتم  که میگفت ...

غم یعنی تمام شدن ناگهانی یک کلمه در میان جمله ای که هنوز تما...

✍🏻تاجِ گُلِ باشکوهتعطرافشان و خُرم استاز گُل‌های تاجت رایحه‌...

✍🏾تو را دوست دارم و هیچ كس از زنان این دیار جرأت ندارد این ...

در هیاهوی زندگی دریافتم چه بسیار دویدن‌ها که فقط پاهایم را ا...

چه می شد؟اگر این قصه ی ما پایانی نداشت، انقدر غرق تو و عشقت ...

نمی توانم این آشنایی را فراموش کنم.چرا زندگی انقدرباید سخت ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط