𝘞𝘩𝘦𝘯 𝘵𝘩𝘦 𝘩𝘦𝘢𝘳𝘵 𝘤𝘢𝘭𝘭𝘪𝘯𝘨 𝘶𝘴
𝘞𝘩𝘦𝘯 𝘵𝘩𝘦 𝘩𝘦𝘢𝘳𝘵 𝘤𝘢𝘭𝘭𝘪𝘯𝘨 𝘶𝘴
𝘱𝘢𝘳𝘵:22
یه اتاق بزرگتر از اتاق قبلی....
با تم سفید خاکستری....
یه تخت بزرگ و مبلمان....
و تراسی که دو برابر خونه ای بود که توش میموندین....
این اتاق هم بجز wc و حموم یک در دیگه هم داشت و اون در به یه اتاق لباس بزرگ باز میشد....
تمام لباس ها نو بودن و حتی تیکت هاشون هم کنده نشده بود....
یک سمت دیگه یک میز لوازم ارایش بزرگ بود و روش پر از لوازم روتین پوستی و ارایشی بود....
و روی میز یه نامه بود...
"برای مشاوره و کارای زیبایی برای جفتتون یه ارایشگر میاد"
𝘱𝘢𝘳𝘵:22
یه اتاق بزرگتر از اتاق قبلی....
با تم سفید خاکستری....
یه تخت بزرگ و مبلمان....
و تراسی که دو برابر خونه ای بود که توش میموندین....
این اتاق هم بجز wc و حموم یک در دیگه هم داشت و اون در به یه اتاق لباس بزرگ باز میشد....
تمام لباس ها نو بودن و حتی تیکت هاشون هم کنده نشده بود....
یک سمت دیگه یک میز لوازم ارایش بزرگ بود و روش پر از لوازم روتین پوستی و ارایشی بود....
و روی میز یه نامه بود...
"برای مشاوره و کارای زیبایی برای جفتتون یه ارایشگر میاد"
- ۷۶
- ۲۹ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط