با ثانیه ها کسی تبانی کرده
با ثانیه ها کسی تبانی کرده
تعقیب زمان مرا روانی کرده
هر بار که لبخند زدی گل کردم
بی تاب شدم ولی تحمل کردم
من در تپش قلب تو اعدام شدم
با هر ضربان دچار ابهام شدم
از لغزش دستان تو بر انگشتم
اینبار ولی ثانیه ها را کشتم
با ذهن فرو رفته به آغوش شبت
در صورتی رنگ رژ روی لبت
پیراهن زرد و چاک باز یقه ات
بوی هیجان بوسه ی بی سابقه ات
خوابیدم و در تخت تو آتش گشتم
در اوج گناه تو سیاوش گشتم
در جزر و مد تن تو آوار شدم
انکار شدی دوباره اصرار شدم
خوابیدم و از بوی تنت جان دادم
آزاد بدم و تن به زندان دادم
بیدار شدم و باز آغوش شدی
با بوسه ی من دوباره خاموش شدی
این دور و تسلسل همچنان طی می شد
هر لحظه به سرعت زمان کی می شد
نزدیک سحر صحبت بد نامی شد
پرونده ی این متهم اعدامی شد
تایید شده حکم من و می دانم
من بر سر اعتقاد خود می مانم
آهسته بیا و بوسه بارانم کن
قبل از بقیه تو تیر بارانم کن
تعقیب زمان مرا روانی کرده
هر بار که لبخند زدی گل کردم
بی تاب شدم ولی تحمل کردم
من در تپش قلب تو اعدام شدم
با هر ضربان دچار ابهام شدم
از لغزش دستان تو بر انگشتم
اینبار ولی ثانیه ها را کشتم
با ذهن فرو رفته به آغوش شبت
در صورتی رنگ رژ روی لبت
پیراهن زرد و چاک باز یقه ات
بوی هیجان بوسه ی بی سابقه ات
خوابیدم و در تخت تو آتش گشتم
در اوج گناه تو سیاوش گشتم
در جزر و مد تن تو آوار شدم
انکار شدی دوباره اصرار شدم
خوابیدم و از بوی تنت جان دادم
آزاد بدم و تن به زندان دادم
بیدار شدم و باز آغوش شدی
با بوسه ی من دوباره خاموش شدی
این دور و تسلسل همچنان طی می شد
هر لحظه به سرعت زمان کی می شد
نزدیک سحر صحبت بد نامی شد
پرونده ی این متهم اعدامی شد
تایید شده حکم من و می دانم
من بر سر اعتقاد خود می مانم
آهسته بیا و بوسه بارانم کن
قبل از بقیه تو تیر بارانم کن
- ۱.۰k
- ۰۹ دی ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط