{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می دانی؟

می دانی؟
حتا صدای قلبم هم نمی آمد
انگار همه اش را برای نفس هات شمرده باشم
حالا تمام شده بود …
نه اینکه ترسیده باشم، نه
فقط می خواستم بگویم چرا نصف شب پاشدم
و رفتم زیر تخت خوابیدم
که خدا مرا
بی تو نبیند...

#عباس_معروفی
دیدگاه ها (۲)

#عکس_نوشته

#عکس_نوشته

زندگی ما آدم ها شایدنامِ دیگرش پاییز باشدحال ما همیشه خوش نی...

به او گفته بودم نه …گفته بودم نمی توانم!نمی توانم کسی را دوس...

«نگاه ممنوعه »**Part 12 — The Call** اسمش روی صفحه می‌درخشید...

+why me?-I shouldn't fall in love with you p.104(از زبون ا.ت...

سایه عشق ترسناک پارت ۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط