{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

او کـوچ نشیـن بود

او کـوچ نشیـن بود

نیـامـد کـه بمـانـد

رفت و به دلـم

زخــم چنـان زد که بمـاند...
دیدگاه ها (۲)

نیستیو حالم به آهویی می ماندکه جنگل از آنفرار کرده باشد...

از تمام آبادی های قلبممن عاشقانهویرانه ای را دوست می دارمکه ...

راست می گفتی ما تفاوت های زیادی با هم داشتیمتو دل می بُردی و...

کابوس هادرد ی مزمن به جانم انداخته استتا منروی آرامش را نبین...

چنان روزی رسان روزی رساند...که صد عاقل در آن حیران بماند...

چنان روزی رسان روزی رساندکه صد عاقل از آن حیران بماند

این همه آدم رفتند و نیامده اند؛و فقط یک نفر است که رفت و هنو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط