بیا منو بزار لابهلای رگای قلبت زیر پلکات پیش چشمت بین

بیا منو بزار لابه‌لای رگای قلبت، زیر پلکات پیش چشمت، بین تار به تار موهات، روی لپات بین حدفاصله انگشتات، اخه من خونه‌ام اونجاست، منو بزار اونجا که زندگی کنم تا ابد؛ اخه میدونی گرد تا گرده قلب منو یسری رگ احاطه کرده که وظیفشون خون رسانی به قلبمه، تک به تک اون رگای قلبم به دونه دونه‌ی موهات وصلنو من چقدر خوشبختم که اون رگای حیاتیم به تارمو های تو خلاصه میشن چقدر این احساس برام قشنگه و قلبم ذوق میکنه از فکرش. من حتی به اعماق تو و چشمات که فکر میکنم غرق میشم تو اون اقیانوس چشمات که کهکشانی از زیبایی و تو خودشون جا دادن و شدن دنیای یه ادم شدن دنیای من.
ولی تو اینو بدون که چشمات یه دنیای دیگه‌ان تو این دنیا؛ که برای نجات دادن من از ترس تنهایی و ادمای بد ساخته شدن.
دیدگاه ها (۱)

ای که نزدیکتر از جانی وپنهان ز نگه…هجر تو خوشترم آیدز وصال د...

من احساساتم در حد دی کاپریو تو تایتانیک، رمانتیکِ اما توانای...

می‌خوام بدونم توام بی‌قرار می‌شی وقت‌هایی که من این‌جا بی‌قر...

#تولدم _مبارک۲۷ مهری که سهم من است 🖇 امسال بی حوصله تر و بی ...

وقتی از جنگل بیرونت آورد، هوا بوی شب و آرامش می‌داد… ولی جون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط