{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دست نیازمندی را گرفتم برای لحظه ای کوتاه،

دست نیازمندی را گرفتم برای لحظه ای کوتاه،

و صدایی شنیدم که مرا لرزاند!

صدای خنده خدا را شنیدم واضح تر از صدای نفسهایم...!
دیدگاه ها (۴)

فداکاری، یعنی آسایش خود را فدای آسایش دیگران کردنگابریل گارس...

زل میزنم به اینهمه یلدای ناتمامحل میشوم تمام تو را توی هیچکس...

دقت کردین آدمهایی که تو اینترنت و فیسبوک هستند خیلی مهربون و...

آن کس که غلام همت خویش است ،حلقه غلامی هیچ امپراطوری را در گ...

........☆ یاد گرفتم آرام باشمآرام بخندمآرام فکر کنمآرام حرف ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط