{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‌‌

‌‌

یــکـــ پاییز باشد...
درختی
با برگهای زرد و نارنجی
یک میز دونفره
در حیاط
برگهای افتاده 
و پخش بر زمین
من...
تو...
زیر پایمان
خش خش برگ‌ها...

واای بر من...
چه ناممکن ها
در خیال می پرورانم

و
باز هم
من مانده‌ام
و چای
سرد شده‌ای دیگر...
دیدگاه ها (۲)

تو مثل هیچ کس نیستی و هیچ کس مثل تو حتی اگر نامت را هزاران ن...

آبان هوایش غرق دلتنگیستعطر تو را در مشت خود دارد…

همیشه چیزهایی را که نداشته ام رادوست داشته ام همچون تو که بس...

🍊🍂تو می‌دانی من چقدر ذوق دارم برایپاییز؟ برای خنکای عصرهنگام...

نزدیک پاییز است

مردی که در کنارم بود

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط