{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‌‌

‌‌

یــکـــ پاییز باشد...
درختی
با برگهای زرد و نارنجی
یک میز دونفره
در حیاط
برگهای افتاده 
و پخش بر زمین
من...
تو...
زیر پایمان
خش خش برگ‌ها...

واای بر من...
چه ناممکن ها
در خیال می پرورانم

و
باز هم
من مانده‌ام
و چای
سرد شده‌ای دیگر...
دیدگاه ها (۲)

تو مثل هیچ کس نیستی و هیچ کس مثل تو حتی اگر نامت را هزاران ن...

آبان هوایش غرق دلتنگیستعطر تو را در مشت خود دارد…

همیشه چیزهایی را که نداشته ام رادوست داشته ام همچون تو که بس...

خاطرات یک کوهنورد تنها

Part:60. #ریاست.عشق𝐓𝐡𝐞.𝐩𝐫𝐞𝐬𝐢𝐝...

بازی ارواح در شعله آتش¹..باد وزیدن گرفت.از میان دالان ها گذشت و زیر ابریشم ها،جسم گرفت.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط