من در فصل سرد سکوت و یخ
من، در فصلِ سردِ سکوت و یخ،
مانندِ درختی، تنها و خشک و بیرنگ،
در انتظارِ چیزی بودم که نمیدانستم چیست...
تا اینکه تو آمدی؛
نه مثلِ یک مسافر،
بلکه مثلِ اولینِ نفسِِ بهار،
در میانِ تنهاییِ من.
با آمدنت، تمامِ یخهایِ بیدلیلِ قلبم،
به آوازِ جاریِ رودخانهها تبدیل شدند،
و تمامِ خاکستریهایِ روزهایم،
در حضورِ تو،
به رنگِ سبزِ شکوفهها درآمیختند.
حالا میدانم...
که بهار،
فقط یک فصل در تقویم نیست؛
بهار، همان لحظهای است که تو،
قدم به زندگیِ من گذاشتی...
ممنونم که بهارِ زندگیِ منی مرضیه جانم @m.1989 🩷
#ابدی_من
#عاشقتم
مانندِ درختی، تنها و خشک و بیرنگ،
در انتظارِ چیزی بودم که نمیدانستم چیست...
تا اینکه تو آمدی؛
نه مثلِ یک مسافر،
بلکه مثلِ اولینِ نفسِِ بهار،
در میانِ تنهاییِ من.
با آمدنت، تمامِ یخهایِ بیدلیلِ قلبم،
به آوازِ جاریِ رودخانهها تبدیل شدند،
و تمامِ خاکستریهایِ روزهایم،
در حضورِ تو،
به رنگِ سبزِ شکوفهها درآمیختند.
حالا میدانم...
که بهار،
فقط یک فصل در تقویم نیست؛
بهار، همان لحظهای است که تو،
قدم به زندگیِ من گذاشتی...
ممنونم که بهارِ زندگیِ منی مرضیه جانم @m.1989 🩷
#ابدی_من
#عاشقتم
- ۶۱
- ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط