پارت چهارم
پارت چهارم
ویو ا/ت
شینیچیرو با چهره ای سراسیمه و گیج شده از مغازه بیرون اومد و به من نگاه کرد
ناگهان بر لبش لبخند نشست و با سمتم سر کج کرد و گفت
_ سلام خوشحالم میبینمت
من از بچگی دنبال عشق بودم و انا هیچوقت نمیدونستم این عشق چیه؟
دنبال رابطه بودم
میخواستم اولینم کسی باشه که دوسش دارم نه؟
پس چرا؟ چرا؟ چرا دلم میخواد این آدمو بغلش کنم تو بغلش آروم بشم؟ چرا میخوام لمسش کنم ؟چرا وقتی میبینمش قلبم درون خودم از شوق فش میره و وقتی کنارش وقت میگذرونم انگار در درونم جیغ میزنم ؟
این اتفاق کی افتاده؟ اون موقع؟ این عشقه؟ ولی من به عشق در نگاه اول اتعقاد ندارم!
پس چرا دوسش دارم؟ میخوام ببوسمش
ویو راوی
که یهو با صدای شینیچیرو به خودت اومدی
_ چیزی شده گیجی؟
+ گیج خودتی
_ باشه باشه قهقه ریز *
( چرا این شینیچیرو اینجوریه؟ همیشه جوریه که میخوام تو بغلم بگیرمش بچلونمش! پسره ی جادوگر تو منو جادو کردی مطمئنم)
خوب شما مثل این آدمای عادی که میرن کافه نوشیدنی بخورن نرفتیم کافه
درواقع رفت توی مغازه اش و به تو گفت بیرون منتظر باشی اما تونند تستی تحمل کنی و رفتی تو و دیدی اون تو مغازه نیست
یهو از پشتت ظاهر شد و آروم. گفت یو
برگشتی و دیدی سوار یه موتوره و با نگاه بسته بهت لبخند میزنه
_ بپر بالا بریم سواری
تا موتور رو دیدی انقد خوشحال شدی که سر از پا نمیشناختی
تو عاشق موتور بودی و همیشه آرزو داشتی یکی سوار بشی اما خب خانواده گرامی نذاشت
به خوشحالی گفتی
+ موتور از خودته؟
_ آره مگه نمیبینی به مغازه موتور فروشی داریم
+ وای خدا اااااا خوش به حالت چه موتور خوشگلیه
_ هی هی
+ وای چجوری سوار بشم؟
_ وایسا نگو که تاحالا موتور سوار نشدی؟
+ عاممم خب من همه نوع موتور میشناسم و خیلی هم تحقیق کردم دربارشون فقط چون تا حالا سوار هیچی موتوری نشدم نمیدونم چی شکلیه
فکر کنم باید مدل دخترونه و یه طرفه بشینم دخترا اکثرا این جوری سوار موتور دوست پسرشون میش___🫨🤐
( وای خدا چقد احمقم گفتم دوست پسرشون!!🥴🥴 )
_ که اینطور ( لبخند مشکوک )
+ چیز...... نه م...... منظر. ورم........ این بود.. چیز....
_ خیلی خب بیا بیخیالش بشیم سوار شو هر مدلی که راحتی
( خب حالا وقتشه باید ثابت کنم منظورم اون نبود)
+ خب اصلا میخوام طوری سوار شم که خودت سوار شدی هر پام به طرف باشه
* به سختی سوار شدن
_ از پشتم محکم بگیر
آروم از یه تیکه لباسش گرفتن *
_ محکم بگیر گرل
+ گرل ؟
_ آره چیه بیبی هم بهش اضافه کنم؟
+ واستا..... چی داری میگی اصن؟
_ هه هه شوخی کردم
+ بی مزه
_ ای بابا حالا محم بگیر دیگه مطمئن شو بغلم کنی
+ با.... باشه
دو تا دستتو از پشت کامل دورش حلقه کردی و بدنت رو کامل به بدنش چسبودندی
_ خوبه
+ بریم
_ سفت بچسب
طوری تند رفت که یدفعه کم بود بیفتم
_ هه هه گفتم سفت بچسب
+ خیلی حال میده ( داد)
_ هوی آروم باش
+ باشه ببخشید
_ اشکال نداره بابا
+ میگم میشه این بغل وایسی
_ ها ؟چیشده؟ باشه
+میشه من سوار شم میشه بهم یاد بدی سواری کنم
_ ( تعجب) نمیدونم خب باشه بشین من گشتت میشینم و هدایتت میکنم
+ مرسی
پاهاتو بردی بالا و روی لپش یه بوسه گذاشتی *
شینیچیرو برای یه لحظه خشکش زد و بعد سرخ شد
+ خب نشستم بریم
_ با.... باشه خب من از پشت بهت میچسبم مشکلی نداری ؟
+ نه... نه مشکلی نیست
شما باهم موتور سواری کردین و حتی چند باری تصادف کردین و کلی خوش گذشت و بعد رفتین لب دریاچه و
_ میخوای آویزون شی و حس آزادی کنی
+ ها؟
_ دستتو بده به من
+ باشه
_ خب حالا برو اونور میله ها
رفتن*
خوبه حالا من گرفتمت میتونی از انه دستاتو باز کنی
تو یه دستت رو به دست شینیچیرو داده بودی و از پشت خودت رو آویزون کردی و دست دیگت رو به سمت دریاچه دراز کردی که یهو کم بود سر بخوری افتادی رو شینیچیرو برای اینکه اذیتت کنه لحظه ای اذیتت کرد و دستت رو ول کرد اما تو انقد ترسیدی که یهو پاهاتو از میله ها ول کردی و افتادی تو آب
شینیچیرو بلافاصله بعد اینکار خودش انداخت تو آب و نجاتت داد
خیس آب بودی و داشتی یخ میزدی که یهو دیدی شینیچیرو به ساعتش نگاه کرد و چشماش گرد شد
+ چیه؟
_ ساعتو دیدی ؟ساعت 6 و نیم صبحه
+ چییییی?
_ خب به هر حال اوه الان با این وصع خیس بری با شناختی که من از خانوادت دارم کتکرو خوردی
+ خوب میگی چیکار کنم؟
_ بیا خونه من
+ برو بابا چی میگی؟
_ نگران نباش من مجرد زندگی نمیکنم یه خواهر و یه برادر دارم و با پدر بزرگمون زندگی میکنیم
+ خب من که به چیز بدی فکر نمیکردم که
_ آره معلوم بود کامل سرخ شدی
خب بریم؟
+ بریم
اینم از پارت سوم
دوستان پارت بعد هنتای هست جنبه نداری نخونزارش نکن خوشگلم ✨✨
ویو ا/ت
شینیچیرو با چهره ای سراسیمه و گیج شده از مغازه بیرون اومد و به من نگاه کرد
ناگهان بر لبش لبخند نشست و با سمتم سر کج کرد و گفت
_ سلام خوشحالم میبینمت
من از بچگی دنبال عشق بودم و انا هیچوقت نمیدونستم این عشق چیه؟
دنبال رابطه بودم
میخواستم اولینم کسی باشه که دوسش دارم نه؟
پس چرا؟ چرا؟ چرا دلم میخواد این آدمو بغلش کنم تو بغلش آروم بشم؟ چرا میخوام لمسش کنم ؟چرا وقتی میبینمش قلبم درون خودم از شوق فش میره و وقتی کنارش وقت میگذرونم انگار در درونم جیغ میزنم ؟
این اتفاق کی افتاده؟ اون موقع؟ این عشقه؟ ولی من به عشق در نگاه اول اتعقاد ندارم!
پس چرا دوسش دارم؟ میخوام ببوسمش
ویو راوی
که یهو با صدای شینیچیرو به خودت اومدی
_ چیزی شده گیجی؟
+ گیج خودتی
_ باشه باشه قهقه ریز *
( چرا این شینیچیرو اینجوریه؟ همیشه جوریه که میخوام تو بغلم بگیرمش بچلونمش! پسره ی جادوگر تو منو جادو کردی مطمئنم)
خوب شما مثل این آدمای عادی که میرن کافه نوشیدنی بخورن نرفتیم کافه
درواقع رفت توی مغازه اش و به تو گفت بیرون منتظر باشی اما تونند تستی تحمل کنی و رفتی تو و دیدی اون تو مغازه نیست
یهو از پشتت ظاهر شد و آروم. گفت یو
برگشتی و دیدی سوار یه موتوره و با نگاه بسته بهت لبخند میزنه
_ بپر بالا بریم سواری
تا موتور رو دیدی انقد خوشحال شدی که سر از پا نمیشناختی
تو عاشق موتور بودی و همیشه آرزو داشتی یکی سوار بشی اما خب خانواده گرامی نذاشت
به خوشحالی گفتی
+ موتور از خودته؟
_ آره مگه نمیبینی به مغازه موتور فروشی داریم
+ وای خدا اااااا خوش به حالت چه موتور خوشگلیه
_ هی هی
+ وای چجوری سوار بشم؟
_ وایسا نگو که تاحالا موتور سوار نشدی؟
+ عاممم خب من همه نوع موتور میشناسم و خیلی هم تحقیق کردم دربارشون فقط چون تا حالا سوار هیچی موتوری نشدم نمیدونم چی شکلیه
فکر کنم باید مدل دخترونه و یه طرفه بشینم دخترا اکثرا این جوری سوار موتور دوست پسرشون میش___🫨🤐
( وای خدا چقد احمقم گفتم دوست پسرشون!!🥴🥴 )
_ که اینطور ( لبخند مشکوک )
+ چیز...... نه م...... منظر. ورم........ این بود.. چیز....
_ خیلی خب بیا بیخیالش بشیم سوار شو هر مدلی که راحتی
( خب حالا وقتشه باید ثابت کنم منظورم اون نبود)
+ خب اصلا میخوام طوری سوار شم که خودت سوار شدی هر پام به طرف باشه
* به سختی سوار شدن
_ از پشتم محکم بگیر
آروم از یه تیکه لباسش گرفتن *
_ محکم بگیر گرل
+ گرل ؟
_ آره چیه بیبی هم بهش اضافه کنم؟
+ واستا..... چی داری میگی اصن؟
_ هه هه شوخی کردم
+ بی مزه
_ ای بابا حالا محم بگیر دیگه مطمئن شو بغلم کنی
+ با.... باشه
دو تا دستتو از پشت کامل دورش حلقه کردی و بدنت رو کامل به بدنش چسبودندی
_ خوبه
+ بریم
_ سفت بچسب
طوری تند رفت که یدفعه کم بود بیفتم
_ هه هه گفتم سفت بچسب
+ خیلی حال میده ( داد)
_ هوی آروم باش
+ باشه ببخشید
_ اشکال نداره بابا
+ میگم میشه این بغل وایسی
_ ها ؟چیشده؟ باشه
+میشه من سوار شم میشه بهم یاد بدی سواری کنم
_ ( تعجب) نمیدونم خب باشه بشین من گشتت میشینم و هدایتت میکنم
+ مرسی
پاهاتو بردی بالا و روی لپش یه بوسه گذاشتی *
شینیچیرو برای یه لحظه خشکش زد و بعد سرخ شد
+ خب نشستم بریم
_ با.... باشه خب من از پشت بهت میچسبم مشکلی نداری ؟
+ نه... نه مشکلی نیست
شما باهم موتور سواری کردین و حتی چند باری تصادف کردین و کلی خوش گذشت و بعد رفتین لب دریاچه و
_ میخوای آویزون شی و حس آزادی کنی
+ ها؟
_ دستتو بده به من
+ باشه
_ خب حالا برو اونور میله ها
رفتن*
خوبه حالا من گرفتمت میتونی از انه دستاتو باز کنی
تو یه دستت رو به دست شینیچیرو داده بودی و از پشت خودت رو آویزون کردی و دست دیگت رو به سمت دریاچه دراز کردی که یهو کم بود سر بخوری افتادی رو شینیچیرو برای اینکه اذیتت کنه لحظه ای اذیتت کرد و دستت رو ول کرد اما تو انقد ترسیدی که یهو پاهاتو از میله ها ول کردی و افتادی تو آب
شینیچیرو بلافاصله بعد اینکار خودش انداخت تو آب و نجاتت داد
خیس آب بودی و داشتی یخ میزدی که یهو دیدی شینیچیرو به ساعتش نگاه کرد و چشماش گرد شد
+ چیه؟
_ ساعتو دیدی ؟ساعت 6 و نیم صبحه
+ چییییی?
_ خب به هر حال اوه الان با این وصع خیس بری با شناختی که من از خانوادت دارم کتکرو خوردی
+ خوب میگی چیکار کنم؟
_ بیا خونه من
+ برو بابا چی میگی؟
_ نگران نباش من مجرد زندگی نمیکنم یه خواهر و یه برادر دارم و با پدر بزرگمون زندگی میکنیم
+ خب من که به چیز بدی فکر نمیکردم که
_ آره معلوم بود کامل سرخ شدی
خب بریم؟
+ بریم
اینم از پارت سوم
دوستان پارت بعد هنتای هست جنبه نداری نخونزارش نکن خوشگلم ✨✨
- ۱۸۶
- ۰۹ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط