{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من در عشق سرشار از باریدن

من در عشق سرشار از باریدن
بر پهنه‌ شیشه این پنجره بودم

اما او تنها رد انگشت قلبی،
روی بخار آن شیشه بود!

ارس آرامی
دیدگاه ها (۲)

شبی صورت خیالت شکارچی رویای من شد،صبح که بیدار شدم، کمان ابر...

گفتند از راه او برگرد، شبگرد است و رهزن!من با او ره به جهان ...

لب جو و مطرب و می، جمله مهیاست ولیکو نگاری که به یک غمزه دل ...

عصر جمعه دختری‌ست که:دلتنگ می‌شود، غروب می‌گیردبغض می‌کند، ش...

با این ترفند پنجره ها و آینه ها دیگه لکه نمیشن، حتی اگه بارو...

زندگیخانه ایستبا هزاران پنجرهدلت را بسوی هرکدام بگشاییزندگی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط