{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تن تو

تن تو
صومعه‌ای است شاید
یا زیارتگاهی
نمی‌دانم

من هیچ‌گاه
راز این همه کبوتر را
گرداگردت
نفهمیدم

نفهمیدم این صدای ناقوس،
چیست
که گاه و بیگاه
در هجاهای نامت می‌پیچید.
دیدگاه ها (۱۳)

📝 می خواهم باشم، نه در یک قدمی ات نه حتی در همسایگی ات... می...

عصـرها باید کنار یکفنجان چای و شیرینی نشست وخاطرات خوب زندگی...

ღنمیدانم نامت ღرا چھ بڪَذارمღمخاطب خاصღتمام زندڪَیღدلیل نفس ...

نباشی ، هیچ کس نیستتو عشق شدی و همه چیز تمام شد❤ ️محمد❤ ️

نمی دانم کجا هستی ونک، تجریش،آزادیولی بی پرده می گویم که از ...

چای

سلام ema عزیز گاهی پیش می آید که دلت یک اتفاق خوب می خواهد.ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط