مال من باش
مال من باش
Part:16
( توضیح : اینجا لارا متولد سال 2009 هست و جونگ کوک متولد 2002 و توی 2026 هستیم)
شب لارا قبل از خواب داشت یه لیوان شیر کاکائو میخورد... موقعی که تموم شد با لباس خواب نرمش رفت و لیوان رو توی ظرفشویی گذاشت...
وقتی داشت میرفت طبقه بالا به راهرو دفتر کار ها یه نگاه انداخت...
ـ چطوره برم تو اتاق پرونده ها؟ اینجوری میفهمم حدودا از سال چند خاندان کیم تو این کار بوده...
وقتی لارا وارد اتاق شد اول یه دور پرونده ها رو نگاه کرد...
ـ خب... از قفسه A1 شروع میکنم...
موقعی که داشت اون ردیفو میگشت دستش خاکی شد...
ـ چقدر خاک ، همشون پوسیده...
یه سریع پرونده و مدارک رو بغل کرد و برد روی میز گذاشت و رو مبل نشست...لامپ بالا سرش رو روشن کرد...
Park
1947
ـ چقدر قدیمیه..
بعدیو باز کرد...
Lee
1930
بعدیم باز کرد...لبه هاش کاملا پوسیده شده بود...زرد شده بود ورقه...
روش نوشته شده بود:
Jeon
1890
چشمای لارا نزدیک بود از حدقه بزنه بیرون...
ـ آ...آروم باش لارا...آروم...فقط یه جئون که توی کره زمین نیست....این خانواده من نیست...آره...نیست
باز کرد پرونده رو...
جوهر ها پخش شده بود... چشماشو ریز کرد...خیلی خیلی پرونده قدیمی بود...مال 136 سال پیش بود...
به بدبختی بالای ورقه رو خوند...
Ji. Jeon
کل فامیلی مشخص بود اما نصفه اسم جوهرش پخش شده بود و فقط « جی » قابل مشاهده بود...
سعی کرد بیخیال شه و از اتاق خارج شد...
ادامه دارد...
Part:16
( توضیح : اینجا لارا متولد سال 2009 هست و جونگ کوک متولد 2002 و توی 2026 هستیم)
شب لارا قبل از خواب داشت یه لیوان شیر کاکائو میخورد... موقعی که تموم شد با لباس خواب نرمش رفت و لیوان رو توی ظرفشویی گذاشت...
وقتی داشت میرفت طبقه بالا به راهرو دفتر کار ها یه نگاه انداخت...
ـ چطوره برم تو اتاق پرونده ها؟ اینجوری میفهمم حدودا از سال چند خاندان کیم تو این کار بوده...
وقتی لارا وارد اتاق شد اول یه دور پرونده ها رو نگاه کرد...
ـ خب... از قفسه A1 شروع میکنم...
موقعی که داشت اون ردیفو میگشت دستش خاکی شد...
ـ چقدر خاک ، همشون پوسیده...
یه سریع پرونده و مدارک رو بغل کرد و برد روی میز گذاشت و رو مبل نشست...لامپ بالا سرش رو روشن کرد...
Park
1947
ـ چقدر قدیمیه..
بعدیو باز کرد...
Lee
1930
بعدیم باز کرد...لبه هاش کاملا پوسیده شده بود...زرد شده بود ورقه...
روش نوشته شده بود:
Jeon
1890
چشمای لارا نزدیک بود از حدقه بزنه بیرون...
ـ آ...آروم باش لارا...آروم...فقط یه جئون که توی کره زمین نیست....این خانواده من نیست...آره...نیست
باز کرد پرونده رو...
جوهر ها پخش شده بود... چشماشو ریز کرد...خیلی خیلی پرونده قدیمی بود...مال 136 سال پیش بود...
به بدبختی بالای ورقه رو خوند...
Ji. Jeon
کل فامیلی مشخص بود اما نصفه اسم جوهرش پخش شده بود و فقط « جی » قابل مشاهده بود...
سعی کرد بیخیال شه و از اتاق خارج شد...
ادامه دارد...
- ۸۹۷
- ۲۹ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط