اجباری...
𝒑𝒂𝒓𝒕 𝟏𝟏
................... ماه بعد تا زایمان ........................
ا.ت ویو:
ماه اخرم بود امروزای اخرم بود امروز فرداس که قراره دخترم بدنیا بیاد خیلی درد داشتم خیلی اصلا نمیتونستم تکون بخورم
+تهیونگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگ
_ها عزیزم؟ خوبی؟ چیه؟ چی شده؟
+تهیونگگگگگ داره میاد 😭
تهیونگ سریع بلدم کرد و منو برد تو ماشین و با بالاترین و سریع ترین سرعتش رفتیم زایشگاه
_عزیزم اسم دخترمون رو چی بزاریم؟ میشه هایون بزاری خیلی نازه توروخدا 😅
+تهیونگگگگ زود تر 😭😭😭 موقش نیست 😭😭😭 درد داره منو میکشه😭
_عزیزم هیچی نمونده تحمل کن بیا دستم رو گاز بگیر
+مطمئنی؟؟؟؟! 😭😭😭
_ اره اره بیا 😣
+.....دلم نمیاد 😭 ولی باش
تهیونگ ویو:
بردم داخل زایشگاه و ازم بردنش که ترسید و دستش رو سمتم دراز کرد
+تهیونگگگگگ درد دارم ولم نکن «با بغض بسیار سگی 🥺😭»
_فدات شم من کنارتم نترس «بوسش کرد»«جدی»
.............. بعد از زایمان..................
................... ماه بعد تا زایمان ........................
ا.ت ویو:
ماه اخرم بود امروزای اخرم بود امروز فرداس که قراره دخترم بدنیا بیاد خیلی درد داشتم خیلی اصلا نمیتونستم تکون بخورم
+تهیونگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگ
_ها عزیزم؟ خوبی؟ چیه؟ چی شده؟
+تهیونگگگگگ داره میاد 😭
تهیونگ سریع بلدم کرد و منو برد تو ماشین و با بالاترین و سریع ترین سرعتش رفتیم زایشگاه
_عزیزم اسم دخترمون رو چی بزاریم؟ میشه هایون بزاری خیلی نازه توروخدا 😅
+تهیونگگگگ زود تر 😭😭😭 موقش نیست 😭😭😭 درد داره منو میکشه😭
_عزیزم هیچی نمونده تحمل کن بیا دستم رو گاز بگیر
+مطمئنی؟؟؟؟! 😭😭😭
_ اره اره بیا 😣
+.....دلم نمیاد 😭 ولی باش
تهیونگ ویو:
بردم داخل زایشگاه و ازم بردنش که ترسید و دستش رو سمتم دراز کرد
+تهیونگگگگگ درد دارم ولم نکن «با بغض بسیار سگی 🥺😭»
_فدات شم من کنارتم نترس «بوسش کرد»«جدی»
.............. بعد از زایمان..................
- ۵۷
- ۱۰ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط