نمیدونم دقیقاً چه چیزی رو پشت سر میگذاری ولی این حس واق
نمیدونم دقیقاً چه چیزی رو پشت سر میگذاری ولی این حس واقعاً میتونه سنگین باشه.. البته همین که احساستو با من در میون گذاشتی قدم مهمیه.
به شخصه تقریباً هر روز چنین حسی رو تجربه میکنم.
و اینکه اگه بگم به خلوتگاه های معنویم پناه میبرم، شاید کلیشهای به نظر برسه..
به عقیده من هر آدمی باید منبع آرامش خودش رو پیدا کنه؛ چیزی که حتی برای چند لحظه، اون رو از تلخیهای زندگی دور کنه و دوباره بهش امید بده و در کنارش هدف، مسئولیت یا دلیلی که هر روز صبح از خواب بیدارش کنه.
شاید کتاب، موسیقی، گفتوگو با یک دوست یا درمانگر، ورزش، نوشتن یا...
فقط سعی کن به جایی پناه ببری که کمکت کنه قویتر برگردی، نه جایی که فقط برای مدتی تو رو از واقعیت فاصله بده و کم کم اثرشو از دست بده و انرژیتو بگیره.
به شخصه تقریباً هر روز چنین حسی رو تجربه میکنم.
و اینکه اگه بگم به خلوتگاه های معنویم پناه میبرم، شاید کلیشهای به نظر برسه..
به عقیده من هر آدمی باید منبع آرامش خودش رو پیدا کنه؛ چیزی که حتی برای چند لحظه، اون رو از تلخیهای زندگی دور کنه و دوباره بهش امید بده و در کنارش هدف، مسئولیت یا دلیلی که هر روز صبح از خواب بیدارش کنه.
شاید کتاب، موسیقی، گفتوگو با یک دوست یا درمانگر، ورزش، نوشتن یا...
فقط سعی کن به جایی پناه ببری که کمکت کنه قویتر برگردی، نه جایی که فقط برای مدتی تو رو از واقعیت فاصله بده و کم کم اثرشو از دست بده و انرژیتو بگیره.
- ۸۸
- ۲۱ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط