Noir
Noir
شخصیت ها :
کیم تهیونگ / هوانگ ا. ت / پارک جیمین /
شخصیت های فرعی :
خانواده کیم و پارک
ژانر : اروتیک / عاشقانه / مافیا
بعضی از افراد با کلمه های مغرور...... سخت گیر....و اینجور کلمات توصیف میشوند... کیم تهیونگ هم از این دسته آدم هاست...... شایدهم من نویسنده دارم اینجوری توصیف میکنم
بچه منفور و سرتق که تا الان به هرچی که خواسته رسیده و کلا ت کارش و حرفه اش آدم موفقی عه
کارمندای کمپانی ازش میترسن و میگن نگاهش باعث میشه تا آدم دلش ریش بشه اونا هم چیزی راجب گذشته ته نمیدونن ولی میگن کیم تهیونگ مثل پدربزرگش سرسخت و مقاومه
در سوی دیگه توی شهر دختری که سخت کار میکرد اون قبلا دختر بچه ای با قلب مهربون و پاک بود ولی انگار ی نفرت باعث شد تا تمام قلب اون پر از نفرتی بشه که انگار خانواده شو ازش گرفتن ولی اونم نبود یعنی اون دختر چطوری قراره جلوی اون همه وایسته..................
همه چی از ی بار شروع شد......
اون بار فلک زده انگار میخواست تا دونفر دونفر که شاید ی عشق ی طرفه که طرف ازش متنفره رو بهم برسونه ولی ا. ت نمیتونست اینو بپذیره تا با ته...
رفتم ت vip و ی دختر ی دختری که انگار میشناختم نمیدونم چم شد از خستگی زیاد رو ی کاناپه نشستم و بعد خوردن دوتا ویسکی هوشیاری جو از دست دادم رفتم سمتش اونم انگار میخواست دستمو رو کمرش گذاشتم و ب سمت خودم هلش دادم لبش رو لبم رفت من همونم؟ یا خودمو دارم شل میکنم
منو و هدایت کرد ب سمت اتاق که خودم اجاره کردم تا شب توی هتلی که ب بار رفته بودم بخوابم
صبح شد زودتر از چیزی که فکرشو میکردم پتو خونی بود و اون ت بغلم مثل ی بچه گربه خوابیده بود چشماش خیلی ناز بودن انقد که میتونستم تا آخر عمر ب چشماش نگاه کنم
ا. ت
با درد بیدار شدم یعنی انقد انتقام گرفتن اولاش درد داره و آخرش شیرین؟
ت بغلش بودم از لحاظ فیزیکی اون بی نظیره و میتونه و میتونه.. ی فرد فوق العاده برای رابطه باشه ولی از درون من نفرت ب تهیونگ دارم و هر جور شده میخام درد بکشه
شخصیت ها :
کیم تهیونگ / هوانگ ا. ت / پارک جیمین /
شخصیت های فرعی :
خانواده کیم و پارک
ژانر : اروتیک / عاشقانه / مافیا
بعضی از افراد با کلمه های مغرور...... سخت گیر....و اینجور کلمات توصیف میشوند... کیم تهیونگ هم از این دسته آدم هاست...... شایدهم من نویسنده دارم اینجوری توصیف میکنم
بچه منفور و سرتق که تا الان به هرچی که خواسته رسیده و کلا ت کارش و حرفه اش آدم موفقی عه
کارمندای کمپانی ازش میترسن و میگن نگاهش باعث میشه تا آدم دلش ریش بشه اونا هم چیزی راجب گذشته ته نمیدونن ولی میگن کیم تهیونگ مثل پدربزرگش سرسخت و مقاومه
در سوی دیگه توی شهر دختری که سخت کار میکرد اون قبلا دختر بچه ای با قلب مهربون و پاک بود ولی انگار ی نفرت باعث شد تا تمام قلب اون پر از نفرتی بشه که انگار خانواده شو ازش گرفتن ولی اونم نبود یعنی اون دختر چطوری قراره جلوی اون همه وایسته..................
همه چی از ی بار شروع شد......
اون بار فلک زده انگار میخواست تا دونفر دونفر که شاید ی عشق ی طرفه که طرف ازش متنفره رو بهم برسونه ولی ا. ت نمیتونست اینو بپذیره تا با ته...
رفتم ت vip و ی دختر ی دختری که انگار میشناختم نمیدونم چم شد از خستگی زیاد رو ی کاناپه نشستم و بعد خوردن دوتا ویسکی هوشیاری جو از دست دادم رفتم سمتش اونم انگار میخواست دستمو رو کمرش گذاشتم و ب سمت خودم هلش دادم لبش رو لبم رفت من همونم؟ یا خودمو دارم شل میکنم
منو و هدایت کرد ب سمت اتاق که خودم اجاره کردم تا شب توی هتلی که ب بار رفته بودم بخوابم
صبح شد زودتر از چیزی که فکرشو میکردم پتو خونی بود و اون ت بغلم مثل ی بچه گربه خوابیده بود چشماش خیلی ناز بودن انقد که میتونستم تا آخر عمر ب چشماش نگاه کنم
ا. ت
با درد بیدار شدم یعنی انقد انتقام گرفتن اولاش درد داره و آخرش شیرین؟
ت بغلش بودم از لحاظ فیزیکی اون بی نظیره و میتونه و میتونه.. ی فرد فوق العاده برای رابطه باشه ولی از درون من نفرت ب تهیونگ دارم و هر جور شده میخام درد بکشه
- ۶۴
- ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط