{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بی نهایت سیاه می بینم...

بی نهایت سیاه می بینم...
روی خود؛ روی شیطان را..
آبرو دادی و به عشق خودت..
می برم آبروی شیطان را..
....
لحظه لحظه نشسته در گوشم٬..
آیهٔ ی کفر و یأس می خواند...
قطع کردم به لعن و بسم الٰله...
باز هم گفتگوی شیطان را...
...
پای سجادهٔ سپید خدا...
ایستادم قنوت در دستم...
شک ندارم فشار خواهم داد...
در تشهّد گلوی شیطان را...
...
بر جهانم هبوط می ریزد...
وارث اشتباه و عصیانم...
خواستم غرق معرفت بشوم..
باد آورد بوی شیطان را..
....
دور من حلقه زد گیاه فریب...
یادم آمد خلیفهٔ ی عشقم...
اشک جریان گرفت و هر قطره...
محو کرد آرزوی شیطان را!..
دیدگاه ها (۵)

این دل فرسوده ام انگار میزان میشود..لحظه هایی که برایت اشک ر...

گفته بودی دوستم داری و باور داشتم....وای بر من با خیالاتی که...

آمد، زمینه سازی من را خراب کرد....با بولدوزر اراضی من را خرا...

مثل یک کودک بد خواب که بازیچه شده...خسته ام خسته تر از آنکه ...

Death and Balm:2 مرگ و مرهم لورن با کنجکاوی از جا برخاست و ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط