و بالاخره ارت قدی....
و بالاخره ارت قدی....
موهاشو ریدم ولی خب حوصله ندارم درست کنم (گشادیم میاد)
تو این بیس خیلی بد در اومد...( در حال بهونه اوردن )
و اینکه یه نفر گفت که یه رمان یا... از اوسیت... بنوس اول میخواستم انیمه درش بیارم ولی برای دوبله... صدام عین گوهه🗿🌚
برای دوبله ژاپنی هم سایتی که میخوام بالا نمیاد🗿💢 (دنیا چقدر گشنگه...)
خلاصه بگم همون رمان مینویسم...
اپدیت بیوگرافی :
اسم : هوشیکا تسویوری
بستگان: پدر || مادر/بی نام(یعنی اسمشون نیومده جایی) خواهر/ کانائو تسویوری (خواهر واقعیشه) خواهر ناتنی / کوچو شینوبو و کوچو کانائه
تنفس : ستاره دارای ۱۲ فرم
رتبه : هاشیرا (تسوگوکوی هاشیرای حشره و هاشیدرای گل بوده قبلا)
پیشه : شیطان کش
تایپ mbti:نمیدونم دارم در موردش فکر میکنم
اخلاق: کمال گرا . نمیتونه "نه" بگه . حمایت کننده . درونگرا . شناختن ادما تو کمترین زمان ممکن استاده😂ولی بقیه نمیتونن بشناسنش چون اون نسخه ی اصلیشو به هیچ کس نشون نمیده... بهش بگی کیوت میگه نهههه اصلا من کیوت نیستم و سرخ میشه🌚
نکته: احتمالا تایپش تایپ خودم باشه
نکته : ۱۲ فرم این تنفس ترکیبی از همه فرم ها هست و اون موقه ستاره های داخل چشماش سیاه میشه و سفیدی چشماش قرمز چون ازش خون میاد
سن: ۱۶ ولی تو قلعه بینهایت ۱۷ سالش میشه
شیپ : مویچیرو (انتظارشو نداشتید نه؟ با کسی شیپش کنم که ۲ سال ازش کوچیکتره🥸)
(نکته:این لیست ممکنه هر لحظه ویرایش شه و سنجاقش میکنم)
دوستاش :
ایری (باهاش حال میکنه... دوسش داره و صمیمی هستن)
اکاری : (اونو مثه خواهر میدونه و درکش میکنه)
ایکو
داستان :
مامان و بابای کانائو و هوشیکا اونارو کتک میزن در حدی که بمیرن چون فک میکردن اگه اونا بمیرن خرجشون کمتر میشه و اونا فقط یه مشت بچه رو مخن خلاصه یکی از همین روزا هوشیکا و کانائو میبینن که برادراشون کشته شدن و از خونه فرار میکنن و...همون مرد کچله(همونی که کانائو رو میخواست بفروشه)😂 اونارو میاره تا بفروشتشون و شینوبو و کانائه ضاهر میشن و بقیشو میدونید دیگه...
و کانائه اسم هوشیکا رو هوشیکا میزاره
بر خلاف همه هوشیکا اروم ترین بچه بود و هیچوقت گریه نکرد..ولی بعد مرگ کانائه احساساتش برگشت و مثله قبل شد
خب دیگه تموم
ولی یه سوال داشتم یه رمان در باره زندگی هوشیکا بنویسم؟تا قلعه بینهایت؟
موهاشو ریدم ولی خب حوصله ندارم درست کنم (گشادیم میاد)
تو این بیس خیلی بد در اومد...( در حال بهونه اوردن )
و اینکه یه نفر گفت که یه رمان یا... از اوسیت... بنوس اول میخواستم انیمه درش بیارم ولی برای دوبله... صدام عین گوهه🗿🌚
برای دوبله ژاپنی هم سایتی که میخوام بالا نمیاد🗿💢 (دنیا چقدر گشنگه...)
خلاصه بگم همون رمان مینویسم...
اپدیت بیوگرافی :
اسم : هوشیکا تسویوری
بستگان: پدر || مادر/بی نام(یعنی اسمشون نیومده جایی) خواهر/ کانائو تسویوری (خواهر واقعیشه) خواهر ناتنی / کوچو شینوبو و کوچو کانائه
تنفس : ستاره دارای ۱۲ فرم
رتبه : هاشیرا (تسوگوکوی هاشیرای حشره و هاشیدرای گل بوده قبلا)
پیشه : شیطان کش
تایپ mbti:نمیدونم دارم در موردش فکر میکنم
اخلاق: کمال گرا . نمیتونه "نه" بگه . حمایت کننده . درونگرا . شناختن ادما تو کمترین زمان ممکن استاده😂ولی بقیه نمیتونن بشناسنش چون اون نسخه ی اصلیشو به هیچ کس نشون نمیده... بهش بگی کیوت میگه نهههه اصلا من کیوت نیستم و سرخ میشه🌚
نکته: احتمالا تایپش تایپ خودم باشه
نکته : ۱۲ فرم این تنفس ترکیبی از همه فرم ها هست و اون موقه ستاره های داخل چشماش سیاه میشه و سفیدی چشماش قرمز چون ازش خون میاد
سن: ۱۶ ولی تو قلعه بینهایت ۱۷ سالش میشه
شیپ : مویچیرو (انتظارشو نداشتید نه؟ با کسی شیپش کنم که ۲ سال ازش کوچیکتره🥸)
(نکته:این لیست ممکنه هر لحظه ویرایش شه و سنجاقش میکنم)
دوستاش :
ایری (باهاش حال میکنه... دوسش داره و صمیمی هستن)
اکاری : (اونو مثه خواهر میدونه و درکش میکنه)
ایکو
داستان :
مامان و بابای کانائو و هوشیکا اونارو کتک میزن در حدی که بمیرن چون فک میکردن اگه اونا بمیرن خرجشون کمتر میشه و اونا فقط یه مشت بچه رو مخن خلاصه یکی از همین روزا هوشیکا و کانائو میبینن که برادراشون کشته شدن و از خونه فرار میکنن و...همون مرد کچله(همونی که کانائو رو میخواست بفروشه)😂 اونارو میاره تا بفروشتشون و شینوبو و کانائه ضاهر میشن و بقیشو میدونید دیگه...
و کانائه اسم هوشیکا رو هوشیکا میزاره
بر خلاف همه هوشیکا اروم ترین بچه بود و هیچوقت گریه نکرد..ولی بعد مرگ کانائه احساساتش برگشت و مثله قبل شد
خب دیگه تموم
ولی یه سوال داشتم یه رمان در باره زندگی هوشیکا بنویسم؟تا قلعه بینهایت؟
- ۷۷۶
- ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط