{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

این زیباترین کافه دنیا بود با همین والورها و علاالدین ها

این زیباترین کافه دنیا بود. با همین والورها و علاالدین هایی که بد می سوختند، با قوری های گلدار و چین های گوشه چشم مادر ...
مادر کافه چی نبود،
عشق بود
#خاطره ها
دیدگاه ها (۶)

#Art

#Art

یه بوی خاصی هم داریم به اسم"بوی خونه مامان بزرگ..."😍 #خاطره ...

مادربزرگ همیشہ میگفت:اگہ تو زندگے ڪم آوردید به عشقتون بگید ...

دستهای مادرم کتابی بودن که هیچ نویسنده ای توان نوشتن شان را ...

کی به این پسرک "" پروژه "" می ده ؟!اها ببخشید سوال خیلی مزخر...

عاشقانه های شبنم برابهترین مادر

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط