سناریو درخواستی
سناریو درخواستی
وقتی محرمه و اونا رو اوردین ایران (به به اصن چه شود😂😂😂😂😅😅😅)
نامجون
نامجون : میگم چرا مرده صداش نمیگیره؟
+عادت داره
نامجون: مردم خسته نمیشن چنان با قدرت به خودشون می کوبن؟
+به اون میگم سینه زدن
نامجون: آها
جین
جین : به چه بوی خوبی میاد
+بوی نظریه
جین : نظری ؟
+اره نظری ولی مامانم یه قرمه سبزی درست کرده منتظره بیا بریم
جین : آخ چقدر دلم برای دستپخت مادر زن گلم تنگ شده بود بریم این چند روز درست حسابی غذا نخوردم
+عه مگه غذا های من چشه
جین : چش نیست بیا بریم
شوگا
شوگا :میگم
+بگو
شوگا : ات اون مرده تو جیبش ک.ا.ن.د.م. بود
+سیسسسسس حد اقل کره صحبت کن
شوگا : (نیشخند )
+ابرومو بردی اون شوهر عمم بود
یهو ات زد زیر خنده
شوگا : چیشد؟
+ یعنی شوهر عمم (از خنده نتونست حرف بزنه😅😂)
جیهوپ
جیهوپ: ات چرا همه مشکی پوشیدن من صورتی ؟
+چون عذا دارن
جیهوپ :آها اون وقت همه عذا دارن؟
+اره دیگه فعلا بیا بریم خونه همه دارن چپ چپ نگاه می کنم
جیهوپ:بریم
جیمین : اون ستون بلنده چیه چرا سبزه یا شبیه.......(می دونم می دونین خودتونو به کوچه علی چپ نزنین😂😂😂😅)
+ عه جیمین ! چرا همش به چیزای بد بد فکر می کنی بچه
جیمین : خب خیلی شبیه ......
+سیسسسسس (دستشو گذاشت رو دهن جیمین )
تهیونگ
تهیونگ : وای چه گرمه دهنم سرویس شد
+یه لحظه واستا (سریع و داد )
تهیونگ: چی شده ؟
+با کفش نیا رو فرش مامانم دهنتو سرویس می کنه
تهیونگ : مگه چی میشه
+ هیچی فقط با یه ضربه دمپایی ناقص و العقل میشی
تهیونگ : البته مامان دلش نمیاد دومادشو بزنه تو کتک می خوری نه من ولی گناه داری در میارم
+هوففف
جونگکوک
جونگکوک: من برم اون ستون درازه رو بگیرم (علم رو میگه )
+ می افتی شَتَک میشی
جونگکوک: پس چرا مرده نمی افته
+ اون بلده نمی خواد دخالت کنی شیرموزتو بخور
جونگکوک:(خنده خرگوشی )
جونگکوک: وقتی حرص می خوری دلم می خواد بیشتر حرصت بدم 😅😅😅😅😂😂😂😂😂😅😅
وقتی محرمه و اونا رو اوردین ایران (به به اصن چه شود😂😂😂😂😅😅😅)
نامجون
نامجون : میگم چرا مرده صداش نمیگیره؟
+عادت داره
نامجون: مردم خسته نمیشن چنان با قدرت به خودشون می کوبن؟
+به اون میگم سینه زدن
نامجون: آها
جین
جین : به چه بوی خوبی میاد
+بوی نظریه
جین : نظری ؟
+اره نظری ولی مامانم یه قرمه سبزی درست کرده منتظره بیا بریم
جین : آخ چقدر دلم برای دستپخت مادر زن گلم تنگ شده بود بریم این چند روز درست حسابی غذا نخوردم
+عه مگه غذا های من چشه
جین : چش نیست بیا بریم
شوگا
شوگا :میگم
+بگو
شوگا : ات اون مرده تو جیبش ک.ا.ن.د.م. بود
+سیسسسسس حد اقل کره صحبت کن
شوگا : (نیشخند )
+ابرومو بردی اون شوهر عمم بود
یهو ات زد زیر خنده
شوگا : چیشد؟
+ یعنی شوهر عمم (از خنده نتونست حرف بزنه😅😂)
جیهوپ
جیهوپ: ات چرا همه مشکی پوشیدن من صورتی ؟
+چون عذا دارن
جیهوپ :آها اون وقت همه عذا دارن؟
+اره دیگه فعلا بیا بریم خونه همه دارن چپ چپ نگاه می کنم
جیهوپ:بریم
جیمین : اون ستون بلنده چیه چرا سبزه یا شبیه.......(می دونم می دونین خودتونو به کوچه علی چپ نزنین😂😂😂😅)
+ عه جیمین ! چرا همش به چیزای بد بد فکر می کنی بچه
جیمین : خب خیلی شبیه ......
+سیسسسسس (دستشو گذاشت رو دهن جیمین )
تهیونگ
تهیونگ : وای چه گرمه دهنم سرویس شد
+یه لحظه واستا (سریع و داد )
تهیونگ: چی شده ؟
+با کفش نیا رو فرش مامانم دهنتو سرویس می کنه
تهیونگ : مگه چی میشه
+ هیچی فقط با یه ضربه دمپایی ناقص و العقل میشی
تهیونگ : البته مامان دلش نمیاد دومادشو بزنه تو کتک می خوری نه من ولی گناه داری در میارم
+هوففف
جونگکوک
جونگکوک: من برم اون ستون درازه رو بگیرم (علم رو میگه )
+ می افتی شَتَک میشی
جونگکوک: پس چرا مرده نمی افته
+ اون بلده نمی خواد دخالت کنی شیرموزتو بخور
جونگکوک:(خنده خرگوشی )
جونگکوک: وقتی حرص می خوری دلم می خواد بیشتر حرصت بدم 😅😅😅😅😂😂😂😂😂😅😅
- ۴۵۰
- ۰۱ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط