{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یکی داشت توخیابون راه میرفت

یکی داشت توخیابون راه میرفت
باخودش گفت
به به چه روز خوبی
چه هوای عالی ای
چه روز قشنگی!
به اتهام نشر اکاذیب و
تشویش اذهان عمومی
گرفتنش !😫
دیدگاه ها (۱)

هوای هم را داشتننه ابر می خواهد، نه باران،نه یک بعد از ظهر پ...

عشق یعنی اینکه حاضر بشی این تمشک های جنگلی مازندران و با کسی...

همه عاشق شدن را بلدند! اما فقطافراد کمی هستند که بلدند چگونه...

حکم آنچه تو فرمایی، امر آنچه تو بنمایی😑 😑 😑 😑 😑 😑 😑 😑 😑 😑

'وای...واقعا ندومبه آخه مگر یک احساس چقدر میتونه طولانی و عذ...

ازدواج از روی اجبار۳ ادامه پارت ۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط