{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رت اسلاید دو مادر اماست اسمش کلارین هست

رت ۲(اسلاید دو ۲ مادر اماست اسمش کلارین هست)
پرنسس بونتن
کلارین:پدرت تو باعث شد من بدبخت بشم و خانواده ام رو جلوی چشام کشت حالا نوبت اونه که خانواده اش جلوی چشماش کشته شه(اول حقت بود دوم تو غ.ل.ت میکنی)
و اما برد توی اتاق قرمز(اتاق قرمز جای که آدم هارو شکنجه میکنن)و شلاق رو برداشت
کلارین:هر حرف اضافه ۵۰ تا ضربه اضافه میکنه
اما:نه.....آییییییییی(جیغ)
کلارین:بشمارررر(با داد)
اما:یک....ای......دو....سه
گذر زمان
اما:نود و هشت......نود و نه .....صد
و بعد بیهوش شد
کلارین:ههه فکر میکردم مثل بابات قوی باشی ولی از یه موش هم ضعیف تری
و اما رو همونجا ول کرد رفت
پرش زمانی به یه هفته بعد
کلارین:اگه میخوای زنده بمونی باید خدمتکار بشی
اما:نه من نمی خوام خدمتکار باشم
بعد یه سیلی به گوش اما زد
کلارین:رو حرف من حرف نزن الان لباساتو برات میران بپوش و برو کل حياط رو تمیز کن
اما:اما حیاط خیلی......
کلارین:چی گفتی(با داد)
اما:چشم(سرش پایین بود آرام گفت)
کلارین:آفرین حالا برو تا لباساتو رو برات بیارن
اما رفت توی انباری نشست گریه کرد
اما(توی ذهنش):نمی خوام اینجا بمونم من دلم بابا و عمو هام رو میخواد🥺
در زدن گفتن لباساتو آوردم
اما در باز کرد لباس رو گرفت و پوشید رفت حیاط رو تمیز کرد
پرش زمانی به بعد تمیز کردن:
هر خدمتکاری رد میشد به اما تیکه میداخت ت میرفت
خدمتکار:اهه چه چندش تو دختری ولی موهات مثل پیرزن هاست
اما باید خودشو کنترل می‌کرد تا کسی رو اذیت نکنه که کتک بخوره برای همین ساکت موند بعد تمیز کردن پاهای اما از خستگی مثل بید میلرزید
اما:پاهام خیلی درد میکنه بابا کجایی😞
اما رفت تو خانه کلارین داشت رد میشد دید کلارین داره لا یه مرد پیر که آر سرو وعضش می‌خورد پول دار باشه
اما(در ذهن):پس این زنه یه بدبخته
سمت اعضای بونتن
مایکی:پیداش کردین
کوکو:آره
تاکه اومی:پس،منتظر چی هستین
کاکوچو:افراد اون ها خیلی زیادن ما نمی تونیم شکستشان بدیم
کوکو:سانزو نقشه رو توضیح بده
سانزو:باشه خب قراره به ماه دیگه عروسی کلارین باشه اون روز کسی نیست کوکو و ران و ریندو توی خط مقدم یعنی توی مهمونی هستین
من و رئیس و بقیه هم نیرو پشتیبانی هستیم
.......
ادامه دارد(بچه ها ممکنه کمتر از ۱۶ پارت باشه اگر با شیپ میخواین ۱۶ پارتیش میکنم توی کامنت ها بگین)
دیدگاه ها (۴)

پارت ۱پرنسس بونتن اما دختر مایکی بود که ۵ سال سن داشت و زیبا...

ببخشید اگه بد شد خیلی با عجله درستش کردمنام:اما سانو(اسم رو ...

فرشته کوچولو........پارت ۸

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط