{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

میر شکار من که مرا کرده‌ای شکار

میر شکار من که مرا کرده‌ای شکار
بی‌تو نه عیش دارم و نه خواب و نه قرار

دلدار من تویی سر بازار من تویی
این جمله جور بر من مسکین روا مدار

ای آنک یار نیست تو را در جهان عشق
من در جهان فکنده که ای یار یار یار

درده از آن شراب که اول بداده‌ای
زان چشم‌های مست تو بشکن مرا خمار

از آسمان فرست شرابی کز آن شراب
اندر زمین نماند یک عقل هوشیار

روزی هزار کار برآری به یک نظر
آخر یکی نظر کن و این کار را برآر
دیدگاه ها (۱)

طوری دوستت خواهم داشتکه خدا شک کند،به من چند تا دل داده!طوری...

با دل دیوانه من یار باشی محشراستمن بیایم خانه ات بیدار باشی ...

نام تو مگر چیست که شرط ضربان استخونیست که در رگ رگِ ابیات نه...

آدمی که تنهاست با عشقی که توی دلش دارد خاک میخورد باید چکار ...

عفریته تاریکی نویسنده مرتضی متقیان

پارت ۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط