افسر و دختر خندان (هلندی: De Soldaat en het Lachende Meis
افسر و دختر خندان (هلندی: De Soldaat en het Lachende Meisje) یک نقاشی رنگ روغن اثر یوهانس ورمیر است که بین سالهای ۱۶۵۵ تا ۱۶۶۰ میلادی کشیده شده و اکنون در مجموعه فریک نیویورک نگهداری میشود.
این نقاشی شماری از مؤلفههای آشنای آثار فرمیر را داراست؛ لباس زرد بر تن دختر به عنوان موضوع اصلی، نوری که از پنجرهٔ سمت چپ بر فضا میتابد و نقشهای که بر دیوار آویخته، همگی کمابیش در برخی آثار دیگر فرمیر نیز به چشم میخورند، گرچه شیوهٔ به تصویر کشیدن مردِ پشت میز اندک تمایزهایی با آنها ایجاد کردهاست. مورخان هنر یک نقاشی از خرارد فن هونهورست را الهامبخش این ترکیببندی متفاوت از ورمیر میدانند؛ همچنین بر این باورند که او برای ایجاد پرسپکتیو از تکنیک دوربین تاریکخانهای بهره گرفتهاست.
موضوع و تفسیر
سوژه اصلی، زنی است که در مرکز تصویر قرار دارد و صورتش با نور ملایم و مستقیم روشن شده است. او شبیه همسر ورمیر، کاترینا بولنس، است که گمان میرود برای بسیاری از نقاشیهای او ژست گرفته است. مورخان هنر با عکسهای اشعه ایکس مشخص کردهاند که ورمیر در ابتدا قصد داشت زن را با یقه سفید بزرگی نقاشی کند که بخش زیادی از لباس زرد او را پنهان میکرد. همچنین، کلاه او بعداً برای پوشاندن تمام موهایش کشیده شد و توجه بیشتری را به چهره و حالت چهره او جلب کرد. این بالاتنه زرد با بافت در بسیاری از پرترههای دیگر ورمیر دیده میشود؛ و معمولاً به عنوان لباس روزمره و رایج پوشیده میشد. زن روی لباس خود یک پیشبند آبی پوشیده است که بیشتر در سایههای میز پنهان میشود. پیشبندهای آبی در آن زمان لباس رایجی بودند زیرا لکهها را به خوبی پنهان میکردند. مورخان هنر این را اینگونه تفسیر کردهاند که سرباز با یک دیدار بداهه در طول کارهای صبحگاهی دختر، او را غافلگیر کرده است.
سوارکار در پیشزمینه، کت قرمز و کلاه گرانقیمتی به سر دارد که ثروت و رتبه او را نشان میدهد. کلاه او لبه پهنی دارد و از پوست سگ آبی ساخته شده است که در برابر آب و هوا مقاوم بوده و برای شرایط برفی و بارانی مناسب است. رنگ قرمز در لباس او با قدرت و شور همراه است و لحنی پرشور و احساسی به نقاشی میبخشد. رتبه او به عنوان یک افسر با کمربند سیاهی که پوشیده است نشان داده شده است. حضور چشمگیر او در پیشزمینه، به حال و هوای ترکیببندی، درام و عمق میبخشد. این تدبیر هنری - که در آن یک شیء در پیشزمینه قرار میگیرد تا عمق میدان کل نقاشی را افزایش دهد - رپوسوار (repussoir) نامیده میشود . کاراواجو اغلب از این تکنیک استفاده میکرد و ورمیر احتمالاً آن را از نقاشیهای مقلدان کاراواجو آموخته است.
ماهیت تعامل بین زن و سرباز را فقط میتوان حدس زد. بسیاری از مورخان هنر معتقدند که این نقاشی تنها زنی را به تصویر میکشد که معصومانه و شرافتمندانه توسط این سرباز مورد لطف و محبت قرار گرفته است.
افسر و دختر خندان یکی از چندین نقاشی است که ورمیر در آنها نقشهها یا کرههای زمین را به تصویر کشیده است. نقشهای که در این نقاشی روی دیوار آویزان است، به عنوان نقشه ویلم بلائو - بالتازار فلوریژ ون برکنرود از هلند و غرب فریسلند قابل شناسایی است که ورمیر حتماً آن را داشته است، زیرا از آن در سه نقاشی خود استفاده کرده است. پیتر ون در کروگت نوشت: «استعداد ورمیر در واقعگرایی با این واقعیت که نقشه دیواری، که بر روی میلههای کتانی و چوبی نصب شده است، به عنوان نقشه بلائو در سال 1621 قابل شناسایی است، مشهود است... او تمام طراحی، تزئینات و محتوای جغرافیایی خاص آن را به تصویر میکشد.»
نور ملایم خورشید که از پنجره کناری به شیوهای کاملاً مشابه با نقاشی «دختر شیرفروش و دختر در حال خواندن نامه در پنجره باز» میتابد، از ویژگیهای بارز نقاشیهای داخلی ورمیر است. (این وجه اشتراک شاید به این دلیل باشد که ورمیر از استودیوی شخصی خود به عنوان مدل برای این محیطها استفاده میکرد.) فقط نور روشن از میان آنها میدرخشد، پنجره با زاویهای بسیار تند کج شده است تا بخش زیادی از نمای بیرونی را آشکار کند. با این حال، تغییر تدریجی ظریف در رنگ شیشههای پنجره، تعامل ظریف بین انعکاس و شفافیت، و درخشش تابدار دنیای بیرون - اینها با ظرافت قابل توجهی ارائه شدهاند.
.
.
.
.
#هنرگرد #یوهانس_ورمیر #هنرهای_تجسمی #هنرهای_زیبا #نقاشان_هلندی #نقاشی #نقاشی_طراحی #نقاشی_منظره
این نقاشی شماری از مؤلفههای آشنای آثار فرمیر را داراست؛ لباس زرد بر تن دختر به عنوان موضوع اصلی، نوری که از پنجرهٔ سمت چپ بر فضا میتابد و نقشهای که بر دیوار آویخته، همگی کمابیش در برخی آثار دیگر فرمیر نیز به چشم میخورند، گرچه شیوهٔ به تصویر کشیدن مردِ پشت میز اندک تمایزهایی با آنها ایجاد کردهاست. مورخان هنر یک نقاشی از خرارد فن هونهورست را الهامبخش این ترکیببندی متفاوت از ورمیر میدانند؛ همچنین بر این باورند که او برای ایجاد پرسپکتیو از تکنیک دوربین تاریکخانهای بهره گرفتهاست.
موضوع و تفسیر
سوژه اصلی، زنی است که در مرکز تصویر قرار دارد و صورتش با نور ملایم و مستقیم روشن شده است. او شبیه همسر ورمیر، کاترینا بولنس، است که گمان میرود برای بسیاری از نقاشیهای او ژست گرفته است. مورخان هنر با عکسهای اشعه ایکس مشخص کردهاند که ورمیر در ابتدا قصد داشت زن را با یقه سفید بزرگی نقاشی کند که بخش زیادی از لباس زرد او را پنهان میکرد. همچنین، کلاه او بعداً برای پوشاندن تمام موهایش کشیده شد و توجه بیشتری را به چهره و حالت چهره او جلب کرد. این بالاتنه زرد با بافت در بسیاری از پرترههای دیگر ورمیر دیده میشود؛ و معمولاً به عنوان لباس روزمره و رایج پوشیده میشد. زن روی لباس خود یک پیشبند آبی پوشیده است که بیشتر در سایههای میز پنهان میشود. پیشبندهای آبی در آن زمان لباس رایجی بودند زیرا لکهها را به خوبی پنهان میکردند. مورخان هنر این را اینگونه تفسیر کردهاند که سرباز با یک دیدار بداهه در طول کارهای صبحگاهی دختر، او را غافلگیر کرده است.
سوارکار در پیشزمینه، کت قرمز و کلاه گرانقیمتی به سر دارد که ثروت و رتبه او را نشان میدهد. کلاه او لبه پهنی دارد و از پوست سگ آبی ساخته شده است که در برابر آب و هوا مقاوم بوده و برای شرایط برفی و بارانی مناسب است. رنگ قرمز در لباس او با قدرت و شور همراه است و لحنی پرشور و احساسی به نقاشی میبخشد. رتبه او به عنوان یک افسر با کمربند سیاهی که پوشیده است نشان داده شده است. حضور چشمگیر او در پیشزمینه، به حال و هوای ترکیببندی، درام و عمق میبخشد. این تدبیر هنری - که در آن یک شیء در پیشزمینه قرار میگیرد تا عمق میدان کل نقاشی را افزایش دهد - رپوسوار (repussoir) نامیده میشود . کاراواجو اغلب از این تکنیک استفاده میکرد و ورمیر احتمالاً آن را از نقاشیهای مقلدان کاراواجو آموخته است.
ماهیت تعامل بین زن و سرباز را فقط میتوان حدس زد. بسیاری از مورخان هنر معتقدند که این نقاشی تنها زنی را به تصویر میکشد که معصومانه و شرافتمندانه توسط این سرباز مورد لطف و محبت قرار گرفته است.
افسر و دختر خندان یکی از چندین نقاشی است که ورمیر در آنها نقشهها یا کرههای زمین را به تصویر کشیده است. نقشهای که در این نقاشی روی دیوار آویزان است، به عنوان نقشه ویلم بلائو - بالتازار فلوریژ ون برکنرود از هلند و غرب فریسلند قابل شناسایی است که ورمیر حتماً آن را داشته است، زیرا از آن در سه نقاشی خود استفاده کرده است. پیتر ون در کروگت نوشت: «استعداد ورمیر در واقعگرایی با این واقعیت که نقشه دیواری، که بر روی میلههای کتانی و چوبی نصب شده است، به عنوان نقشه بلائو در سال 1621 قابل شناسایی است، مشهود است... او تمام طراحی، تزئینات و محتوای جغرافیایی خاص آن را به تصویر میکشد.»
نور ملایم خورشید که از پنجره کناری به شیوهای کاملاً مشابه با نقاشی «دختر شیرفروش و دختر در حال خواندن نامه در پنجره باز» میتابد، از ویژگیهای بارز نقاشیهای داخلی ورمیر است. (این وجه اشتراک شاید به این دلیل باشد که ورمیر از استودیوی شخصی خود به عنوان مدل برای این محیطها استفاده میکرد.) فقط نور روشن از میان آنها میدرخشد، پنجره با زاویهای بسیار تند کج شده است تا بخش زیادی از نمای بیرونی را آشکار کند. با این حال، تغییر تدریجی ظریف در رنگ شیشههای پنجره، تعامل ظریف بین انعکاس و شفافیت، و درخشش تابدار دنیای بیرون - اینها با ظرافت قابل توجهی ارائه شدهاند.
.
.
.
.
#هنرگرد #یوهانس_ورمیر #هنرهای_تجسمی #هنرهای_زیبا #نقاشان_هلندی #نقاشی #نقاشی_طراحی #نقاشی_منظره
- ۱.۲k
- ۱۸ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط