{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چو بستی در به روی من به کوی صبر رو کردم

چو بستی در به روی من به کوی صبر رو کردم

چو درمانم نبخشیدی به درد خویش خو کردم

چرا رو در تو آرَم من که خود را گم کنم در تو

به خود بازآمدم نقش تو در خود جستجو کردم


@D_F
دیدگاه ها (۴)

💕 این همه جلوه و در پرده نهانی گل منوین همه پرده و از جلوه ع...

قمری های بی خیال هم فهمیده اندفروردین است ،اما آشیانه ها را ...

دیگر کاری از قلبم ساخته نیستوقتی تو مه می‌شوی روی جنگلوقتی ر...

خیالت همیشه همراه من است و اسمت ورد زبانم ...راستی !نقشه ی ش...

چو گفتی "توانی زنی خنجرم،فرو بر به ژرفای این پیکرم.اگر خون ر...

اجباری...

♥⁠╣⁠[لمس ممنوعه]⁠╠⁠♥⁦ᕙ⁠[⁠・⁠part 65・⁠]⁠ᕗدستش رو وسط دلم کشید ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط