{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

لهجه ات را غلاف کن ای عشق

لهجه ات را غلاف کن ای عشق
زخمــی ام از زبان نـوک تیزت

شمس مولای بی کسی ها باش

بی خیــــال شکــوه تبریزت

مثنوی ، زخم های تدریجی است

مرگ آرام در تحمل بستر

مثل ققنوسِ شمس برگشتن

در مسیحایِ سردِ خاکستر

دست هایم به کار کشتنم اند

این جنایت به پاس بودن هاست

شهرِ بی شعر نوش جان شما

شاعر اینجا جنازه ای تنهاست
دیدگاه ها (۱)

لهجه ات را غلاف کن ای عشقزخمــی ام از زبان نـوک تیزتشمس مولا...

لهجه‌ات را غلاف کن ای عشقزخمی‌ام از زبان نوک‌تیزتشمس مولای ب...

لهجه‌ات را غلاف کن ای عشقزخمی‌ام از زبان نوک‌تیزتشمس مولای ب...

لهجه‌ات را غلاف کن اِی عشقزخمی‌ام از زبانِ نوک تیزتشمسِ مولا...

لهجه‌ات را غلاف کن اِی عشقزخمی‌ام از زبانِ نوک تیزتشمسِ مولا...

لهجه ات را غلاف کن ای عشق زخمی ام از زبان نوک تیزت شمس مولای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط