{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلخوشم گویا دوباره انتخابم کرده ای

دلخوشم گویا دوباره انتخابم کرده ای
باز هم گویا شما شاعر خطابم کرده ای

باده مینوشم و سرمستم از این دلدادگی
سرخوشم گویا شما عاشق حسابم کرده ای

دربه در بودم به دنبالت تمام شهر را
از تو ممنونم مرا خانه خرابم کرده ای

حال بد در سال بد در گردش هر روز و ماه
کافری بودم که تو اهل کتابم کرده ای

گرچه بی نام و نشانم پیش چشم عالمی
پیش چشم عاشقان عالیجنابم کرده ای

ساده می گویم بدانی عشق را باور کنی
گرچه تو در گیرو دارو پیچ وتابم کرده ای

دست شعرم را بگیر و از زمینم دور کن
حلقه بر گوشم زدی، پا در رکابم کرده ای
دیدگاه ها (۱)

*از شیخ بهایی پرسیدند:"سخت می گذرد"چه باید کرد؟*گفت: خودت که...

بیایید امشب فقط گریه و زاری نکنیم ، فقط الهی العفو نگوییم ، ...

برای با ٺــو بـــودڹ دورٺریڹ فاصـلہ‌ها نزدیـڪ‌اند وقٺــی ڪہ...

آرزوی دیدارت را دارم...پارت 20["ویو سلین"]خنده و جیغ‌های من ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط