روزی  که  دل   را،  با  جنون  عشق   لیلا   آختم

روزی  که  دل   را،  با  جنون  عشق   لیلا   آختم
او  "ج"  اگر می‌ گفت، جانم را به او می‌ باختم

هر  دفعه  دل  را،  بر دل  هر  آب  و دریایی زدم
تا   آن  که   نرخ  شادی   معشوق   را   پرداختم

حتی  " عمو  زنجیر باف"  قصه هایش می‌شدم
تا  غصه اش  را،،  پشت کوه  قاف می انداختم

جرات  نمی کرد، هیچ اندوهی سراغ او رود
چون با کمی از خنده‌اش،بر هرچه غم میتاختم

افسوس من سطری از احساس کتاب او شدم
آنجا که  من دنیای خود  را  با  خیالش  ساختم

بدتر از ان یارم   شبیه حرف های خود  نبود
چون منکه خود را بعد از او در آینه  نشناختم

شاید   منه   بچه دهاتی   لایق   عشقش   نبود
اما   به   پای   او،   بهای   عمر    را    پرداختم

‌#علی_سلطانی_نژاد
دیدگاه ها (۰)

گیرم از ته مانده ی عشق تو شعری ساختم....سود شعرم چیست وقتی ک...

گیرم از ته مانده ی عشق تو شعری ساختم....سود شعرم چیست وقتی ک...

گیرم از ته مانده ی عشق تو شعری ساختمسود شعرم چیست وقتی که تو...

گیرم از ته مانده ی عشق تو شعری ساختمسود شعرم چیست وقتی که تو...

گیرم از ته مانده ی عشق تو شعری ساختمسود شعرم چیست وقتی که تو...

گیرم از ته مانده ی عشق تو شعری  ساختم....سود شعرم چیست وقتی ...

گیرم از ته مانده ی عشق تو شعری  ساختم....سود شعرم چیست وقتی ...

گیرم از ته مانده ی عشق تو شعری  ساختم....سود شعرم چیست وقتی ...

با تمام روزهای بی تو بودن ساختممن تمام زندگی ام را به تو پرد...

نخ داد بر من واژه ای من هم کلافی ساختمبا میل احساسات خود یک ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط