{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آنقدَر از تو نوشتم

آنقدَر از تو نوشتم
همه جا پیش همه

قصّه ی شاعری ام
یکسره دیوان تو شد

جگرم خون شده ای کاش
که می فهمیدی

در خودش گم شده بود
آنکه غزل خوان تو شد
دیدگاه ها (۲)

آن شب که دلی بود به میخانه نشستیم آن توبه صدساله به پیمانه ش...

‍ یگانه تکیه گاه خداست!پس به"تدبیرش"اعتماد کن،به"حکمتش"دل بس...

تا غرق شدم ، غرق به رویای محالت دل گفت :چرااااا؟؟ وای به من ...

قشنگترین نگاهم را برایت کنار گذاشتمتا بدانی همیشهانتظار دیدن...

این روزها حال دلم گرفته …احساس از دست دادنت مرا به مرز جنون ...

کاش

خیلی وقتا میگم ای کاش فلان اتفاق نمیفتاد ای کاش زمان نمی‌رفت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط