{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش میشدکه در آن لحظه عریان شدنت

کاش میشدکه در آن لحظه عریان شدنت
بتوانم لب خود را بزنم بر دهنت

آنقدر لب بفشارم به لب چون عسلت
تا لبم داغ شود از تب بالای لبت

دست را حلقه کنم دور مدار بدنت
عرق داغ تنم پخش شود روی تنت

و در آن لحظه اگرباز کنی موی سرت
نفسم بند شود از هیجان نفست

ولی افسوس که رفتی ونشد در بغلت
دست را حلقه زنم بر شریان کمرت

حال من مانده ام و عکس تو و پیرهنت
و اتاقی که در آن مانده فقط عطر تنت
دیدگاه ها (۳)

#مافیا_عزیز_من#Part۲۴فلیکس وقتی اون حرفو از زبون تو شنید، ان...

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

کآیا همیشه تنفر باقی می‌ماند؟✨پارت۲✨_________________🌘🌗🌖🌕🌔🌓🌒...

شب در آغوشِ تو آیم که تنت را بِچِشَملب به لب های تو سایم، ده...

دیدم اعضای تنت را جگرم سوخت علیپاره های بدنت را جگرم سوخت عل...

دیدم اعضای تنت را جگرم سوخت علیپاره های بدنت را جگرم سوخت عل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط