آهسته آهسته قدم میزنم در
آهسته آهسته قدم میزنم در
پیاده رو هایِ شهر ...!
شَهری که تو
در آن نیستی !
به امیدِ "دیدنِ"تو میروم از
این خیابان به
آن خیابان ...
از این کوچه به آن کوچه ...
خیس میشوم زیرِ
نَمِ باران !
دلم بودنِ تو را "کنارم"میخواهد !
باور کن...
باور کن لعنتی
شهرِ بدونِ تو "ارزشِ"قدم زدن هم ندارد ...
❄ ️
پیاده رو هایِ شهر ...!
شَهری که تو
در آن نیستی !
به امیدِ "دیدنِ"تو میروم از
این خیابان به
آن خیابان ...
از این کوچه به آن کوچه ...
خیس میشوم زیرِ
نَمِ باران !
دلم بودنِ تو را "کنارم"میخواهد !
باور کن...
باور کن لعنتی
شهرِ بدونِ تو "ارزشِ"قدم زدن هم ندارد ...
❄ ️
- ۱.۵k
- ۲۲ دی ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط