{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو روم وایساده میگه دیگه نمیخوامت .

تو روم وایساده میگه دیگه نمیخوامت .
دیگه من نمیتونم باهات باشم .این رابطه از اولش اشتباه بوده .
میگم چرا؟
میگه من آزادی ندارم محدودم کردی؟
میگم جایی نذاشتم بری؟
جلوت رو گرفتم کاری نکنی؟

میگه نه؟
میگم پس مشکلت چیه؟
میگه آخه تو نمیذاری با هرکی دلم بخواد بگردم هی میپرسی کجام؟
یه لبخند بهش زدم تو دلم گفتم
واسه لاشی بازی و هرزگی نیازی به آزادی نیست......!
دیدگاه ها (۱)

بعضی ﻭﻗﺘﺎ ﻣﺠﺒﻮﺭﯼ ﺗﻮ ﻓﻀﺎﯼ ﺑﻐﻀﺖﺑﺨﻨﺪﯼ...ﺩﻟﺖ ﺑﮕﯿﺮﻩ ﻭﻟﯽ ﺩﻟﮕﯿﺮﯼ ﻧﮑ...

مراقب باش....!! بزرگ که شوی به همه چیز شک خواهی کرد...!! ح...

جایی باید ترمز کنـــی!... برای حس ات نسبت به آدمـــها .. خال...

حرفت که میشود...با خنده میگویم یادش بخیر فراموشش کردم... اما...

کوک:لبات خیلی خوشمزه..آت :الان ننهکوک :باشه بعدا جبران میکنم...

زندگی دوباره

at the half of heaven 6"لطفاً لجبازی نکن میخوام کمکت کنم" با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط