{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو روم وایساده میگه دیگه نمیخوامت

تو روم وایساده میگه دیگه نمیخوامت .
دیگه من نمیتونم باهات باشم .این رابطه از اولش اشتباه بوده .
میگم چرا؟
میگه من آزادی ندارم محدودم کردی؟
میگم جایی نذاشتم بری؟
جلوت رو گرفتم کاری نکنی؟

میگه نه؟
میگم پس مشکلت چیه؟
میگه آخه تو نمیذاری با هرکی دلم بخواد بگردم هی میپرسی کجام؟
یه لبخند بهش زدم تو دلم گفتم
واسه لاشی بازی و هرزگی نیازی به آزادی نیست......!
دیدگاه ها (۱)

بعضی ﻭﻗﺘﺎ ﻣﺠﺒﻮﺭﯼ ﺗﻮ ﻓﻀﺎﯼ ﺑﻐﻀﺖﺑﺨﻨﺪﯼ...ﺩﻟﺖ ﺑﮕﯿﺮﻩ ﻭﻟﯽ ﺩﻟﮕﯿﺮﯼ ﻧﮑ...

مراقب باش....!! بزرگ که شوی به همه چیز شک خواهی کرد...!! ح...

جایی باید ترمز کنـــی!... برای حس ات نسبت به آدمـــها .. خال...

حرفت که میشود...با خنده میگویم یادش بخیر فراموشش کردم... اما...

قهوه تلخ 😼🎀پارت 7ویو چویاچی ؟ مافیا یعنی یعنی اون مافیاست اص...

تئودور

فیک نامجون~~مدیر جذاب من~~پارت۸

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط