{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلم لک میزند در این شبِ تبـدار.. برگردی

دلم لک میزند در این شبِ تبـدار.. برگردی
تـو ای آرام بخشِ این دلِ بیمـار... برگردی

از آن وقتی که رفتی گریه کردم تا سرِ کوچه
هنـوز امیـد دارم از پـسِ دیـوار.. بـرگردی

جنونم میزند دنیـا بـه آخر می رسد در من
و قبـل از اینکه غم ها بر سرم آوار.. برگردی

کنارت می نشینم در خیالم چای می نوشم
به این خانه تو اۍخاتونِ افسونکار برگردی

تورا بردند و در دامِ غمی زنـدانی ات کردند
نشستم مثـلِ یوسف بـر سرِ بازار.. برگردی

چه رویـایِ قشنگی می شود ، امروز یا فردا
گمان امشب رسیده لحظهٔ دیدار... برگردی
دیدگاه ها (۰)

دلم لک میزند در این شبِ تبـدار.. برگردیتـو ای آرام بخشِ این ...

دلم لک میزند در این شبِ تبـدار.. برگردیتـو ای آرام بخشِ این ...

دلم لک میزند در این شبِ تبـدار.. برگردیتـو ای آرام بخشِ این ...

دلم لک میزند در این شبِ تبـدار.. برگردیتـو ای آرام بخشِ این ...

دلم لک می زند در این شب تب دار برگردیتو ای آرامبخش این دل بی...

به شدت دوستت دارم، ولی خاموش و پنهانیکه این زیباترین عشق است...

مثل بیماری که بالاجبار خوابش می بردمرد اگر عاشق شود دشوار خو...

رحمان مریدی

دلم امشب به سینه زندانی استسینه امشب پر از پریشانی استهم شکس...

به نام خدای خوبی هابرای شهرام محمدی:به کم چیزی گواهی نداد......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط