{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی بهشت عزوجل اختراع شد

وقتی بهشت عزوجل اختراع شد
حوا که لب گشود عسل اختراع شد!


آهی کشید و آه دلش رفت و رفت و رفت!
تا هاله ای به دور زحل اختراع شد!


آدم نشسته بود، ولی واژه ای نداشت...
نزدیک ظهر بود ... غزل اختراع شد...


آدم که سعی کرد کمی منضبط شود
مفعول و فاعلات و فعل اختراع شد...


«یک دست جام باده و یک دست زلف یار»
اینگونه بود ها...! که بغل اختراع ش
دیدگاه ها (۳)

مگه هست عشقی که توش غم نباشهغمو عشق باهم رفیق شفیقهیه زخمایی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط