{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در خانه غم بودن از همت دون باشد

در خانه غم بودن از همت دون باشد
و اندر دل دون همت اسرار تو چون باشد
بر هر چه همی‌لرزی می‌دان که همان ارزی
زین روی دل عاشق از عرش فزون باشد
آن را که شفا دانی درد تو از آن باشد
وان را که وفا خوانی آن مکر و فسون باشد
آن جای که عشق آمد جان را چه محل باشد
هر عقل کجا پرد آن جا که جنون باشد
سیمرغ دل عاشق در دام کجا گنجد
پرواز چنین مرغی از کون برون باشد
بر گرد خسان گردد چون چرخ دل تاری
آن دل که چنین گردد او را چه سکون باشد
جام می موسی کش شمس الحق تبریزی
تا آب شود پیشت هر نیل که خون باشد
دیدگاه ها (۳)

دوست دارم بروم سر به سرم نگذاریدگریه ام را بــــه حساب سفرم ...

دست من نیست اگر عاشق و مجنون توام ، میفهمی؟!بی خیال غم آینده...

زیادعاشق نباشیدعشق بیش از حد مثل پارچ آب است برای لیوان پراز...

تازگی ها بوسه ات طعم سیاست می دهدتلخ و شیرین است، هشدار خیان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط