بستم دخیل چشم به راهت شتاب کن
بستم دخیل چشم به راهت شتاب کن
با قاصدی خبر بده از خود صواب کن
در فال قهوه دیده کسی رفته ای سفر
در شهر دل مسافر من آفتاب کن
حالا که سایه ات شده سنگین و نیستی
فکری به حال پنجره در اعتصاب کن
سطری سپید یا غزلی از نگاه خود
بنویس یا که قصه ی چشمت کتاب کن
از هر طرف رسیده خبر پادشاه من
صاحبدلی... به شیوه ی خود انقلاب کن
تفریق و جمع و ضرب و توانم تویی ولی
تقسیم بوسه ات به لبم را حساب کن
مستی نشد حواله ی من... پیک تازه کو؟
لطفا خمار چشم خودت در شراب کن
حافظ به فال امشب من گفته اینچنین:
" یارب دعای خسته دلان مستجاب کن"
با قاصدی خبر بده از خود صواب کن
در فال قهوه دیده کسی رفته ای سفر
در شهر دل مسافر من آفتاب کن
حالا که سایه ات شده سنگین و نیستی
فکری به حال پنجره در اعتصاب کن
سطری سپید یا غزلی از نگاه خود
بنویس یا که قصه ی چشمت کتاب کن
از هر طرف رسیده خبر پادشاه من
صاحبدلی... به شیوه ی خود انقلاب کن
تفریق و جمع و ضرب و توانم تویی ولی
تقسیم بوسه ات به لبم را حساب کن
مستی نشد حواله ی من... پیک تازه کو؟
لطفا خمار چشم خودت در شراب کن
حافظ به فال امشب من گفته اینچنین:
" یارب دعای خسته دلان مستجاب کن"
- ۷۰۸
- ۱۵ شهریور ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط