{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه مردابه توی تن از فراموشی

یه مردابه توی تن از فراموشی
یه چراغی که میره رو به خاموشی
نگردد شعله ور بیهوده میکوشی
دیدگاه ها (۰)

از تنهایی ام راضی بودم. حس خوبی دارد که تنها بنشینی و بنوشی ...

و چه خوشحال منم ، که بار دیگر تو را خواهم دید...

ادامه داستان هیکاری بخش۷.........احساس تنهایی نمی‌کنم! اینجا...

دوستان درخواستی داریم چند پارتیهطبق توضیحاتش اینطوریه کهــــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط