{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرا حبس کن در آغوشت ؛ من برای حصار بازوان تو مجرم ترین زن

مرا حبس کن در آغوشت ؛ من برای حصار بازوان تو مجرم ترین زندانی ام !
دیدگاه ها (۱)

وقتی که تموم احساس دلتنگیت رابایک ((به من چه))پاسخ میگیری((ب...

دستم را بگیر و مرا به دور دست هایی ببر که در دسترس هیچ دستی ...

چه دردي است در ميان جمع بودنولي درگوشه اي تنها نشستنبراي ديگ...

..

مرا برگردان...به روزهایی که هنوز دلماز رفتن نمی‌ترسید؛به آغو...

مرا برگردان...به روزهایی که هنوز دلماز رفتن نمی‌ترسید؛به آغو...

بِاللَّه که شهر بی‌تو مرا حبس می‌شودآوارگیِ و کوه و بیابانم ...

تنگنای‌ِآغوشتدوست‌داشتنی‌‌تَرینقَفس‌است‌برای‌ِنفس‌هایم‌‌‌‌‌‌...

” آغوشت ”میتواند قشنگَترینسرخط خبرها باشد......وقتے ” تو ” م...

وقتی هیچ‌کسی توی دنیای زنده وجود نداشته باشه که تو رو به یاد...

باور کن تو را دوست دارم، صدای مرا نقاشی کن.دلتنگ توام، اندوه...

خدایا من گُم شدم ، تو مرا پیدا کن...

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

شکر برای صبری که در دلتنگی‌هابه من بخشیدی تا از پا نیفتم.شکر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط