{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

درست در کورترین نقطه زمان

درست در کورترین نقطه زمان
دقیق در تاریک ترین جا و مکان؛
از بی راهه رسیدی
حالم را پرسیدی
و..
دیگر قافیه ای نماند...
دیگر نشد که "زمان را با مکان"
"رسیدی را با پرسیدی"
هماهنگ‌ کنم و به گوش مردم برسانم.

قافیه از ردیفِ زندگی من بُریدی
و قافیه های بی ردیفَت را ردیف ردیف در ذهن ناهمگونم نهادی
و من ماندم و این واج آرایی ها و قلمی و کاغذهایی که سرشار است از عشق؛

تا نظر به ما کنی
و گره از زلف یار باز

خسته ام؛
بیا بنشین کنارم و گیسوانت، آن بافته شده به دستان باد را آشفته کن
تا بگویم عشق چیست
عاشق کدامست
درد کجاست...


#حیدر_رحمتی
دیدگاه ها (۲)

صفحه صفحه دفتر بودنت را که ورق می زنم...چه روزهایی با خاطرات...

""روزگار به من آموخت که چیزی را، بدست نخواهم آورد مگر اینک...

اشتباه نکنید!بعضی از آدم ها به شما وفادار نیستند،در واقع آن ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط