{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چون گلی در باغ، پیراهن دریدم در غمت

چون گلی در باغ، پیراهن دریدم در غمت
غنچه‌ای سر در گریبان شد، گمان کردم تویی

کشته‌ای در پای خود دیدی یقین کردی منم
سایه‌ای بر خاک مهمان شد، گمان کردم تویی

#فاضل_نظری
دیدگاه ها (۷)

راه گم کرده و با رویی چو ماه آمده ایمگر ای شاهد گمراه به راه...

در روزگاری که آینه‌ها هم گاهی غبارِ خودخواهی را پس نمی‌دهند،...

### 🗝️ پارت دهم (پارت پایانی): رقصِ آخرین شعلهلرزش زمین بند ...

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت"پارت "43""ویو پارک آنجلینا"آخیش...

ترکم نکن

رمان لونا و ویلیام: قسمت ۱۵

سناریو باچیرا وقتی بهش بی توجهی میکنیم.بسم الله الرحمن الرحی...

یک سگ زیادی ولگرد

نمی‌دانم این مکتوب در میانِ طومارهایِ انباشته بر میزِ زرینت،...

‏🦊 ‏[۲۲:۳۸ به وقت چین]بنگ های ㅎㅎㅎ•عکس•بعد از تمرین اومدم ㅎㅎㅎ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط