{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چون گلی در باغ، پیراهن دریدم در غمت

چون گلی در باغ، پیراهن دریدم در غمت
غنچه‌ای سر در گریبان شد، گمان کردم تویی

کشته‌ای در پای خود دیدی یقین کردی منم
سایه‌ای بر خاک مهمان شد، گمان کردم تویی

#فاضل_نظری
دیدگاه ها (۷)

وَ روزی که آدم‌هایکبـار برای همیـشه از چشمانت می افتنـد،مهم ...

زیباترین #قسم_سهراب_سپهريبه حباب نگران لب یک رود قسم،و به کو...

تا دستِ تو را به دست آرماز کدامین کوه می‌بایدم گذشتتا بگذرما...

آتش از اندوه 🌸هجران بهتر است!بی قرارم کردی...و گفتی صبوری به...

🌸ردّ پایی تازه از پشت صنوبرها گذشتچشم آهوها هراسان شد، گمان ...

خوش خرامان می‌روی ای جان جان بی‌من مروای حیات دوستان در بوست...

آن دلبر من آمد بر منزنده شد از او بام و در منگفتم قنقی امشب ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط