{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قسܩـتـ دوم،رمان:جنگ‌عشقـᩚ݂ـ݂݃͠ـ✧

قسܩـتـ دوم،رمان:جنگ‌عشقـᩚ݂ـ݂݃͠ـ✧
بابا:دخترا شما باید به نبود من عادت کنید و بتونید مرد خودتون یه همسر و یه زندگی داشته باشید شما دیگه خیلی بزرگ شدید دیگه دختر های کوچولو من نیستید!(بابغض)
جنی تو مغزش:آه من هیچوقت دختر بچه نبودم و به هیچ مردی هم نیاز ندارممم
رومیا:اما بابا الان یکم برای ازدواج ما زود نیست؟!
جنی:مخصوصا با اون و سوک کی به اونا نگاه میکنه (با لحن تمسخر آمیز)
رومآ:آره اون پسرای آمریکایی خوبن^(با خنده)
ادامه دارد.........🌤
دیدگاه ها (۲)

قسܩـتـ سوم،رمان:جنگ‌عشقـᩚ݂ـ݂݃͠ـ✧جنی:تو دیگه حرف نزن بابا:دخت...

قسܩـتـ چهارم،رمان:جنگ‌عشقـᩚ݂ـ݂݃‌ـ✧{موقعیت فردا صبح}منشی پارک...

قسܩـتـ اول،رمان:جنگ‌عشقـᩚ݂ـ݂݃͠ـ✧ بابا بچه هارو به اتاق خودش ...

پارت معرفی فیک🌱نقش ها👇نقش اصلی:جِنی:دختر اول خانواده کیمُرُو...

قسܩـتـ دوم،رمان:جنگ‌عشقـᩚ݂ـ݂݃͠ـ✧بابا:دخترا شما باید به نبود ...

قسܩـتـ دهم،رمان:جنگ‌عشقـᩚ݂ـ݂݃͠ـ✧راوی: اِما افتاد روی رومیا ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط