{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به ره او چه غم آن را که ز جان می‌گذرد

به ره او چه غم آن را که ز جان می‌گذرد

که ز جان در ره آن جان جهان می‌گذرد

 

از مقیم حرم کعبه نباشد کمتر

آنکه گاهی ز در دیر مغان می‌گذرد

 

نه ز هجران تو غمگین نه ز وصلت شادم

که بد و نیک جهان گذران می‌گذرد

 

دل بیچاره از آن بی‌خبر است ار گاهی

شکوه از جور تو ما را به زبان می‌گذرد

 

آه پیران کهن می‌گذرد از افلاک

هر کجا جلوه آن تازه جوان می‌گذرد

 

چون ننالم که مرا گریه کنان می‌بیند

به ره خویش و ز من خنده‌زنان می‌گذرد


#ستایش_قلب_سربی
#دلنوشته
دیدگاه ها (۰)

برای پارت دوم‌فالو کن متن کامل :❤️به نام خداوند این سرزمینخب...

نیکزاد افرسی نیا هرسین کرمانشاه معنای زندگی

به ره او چه غم آن را که ز جان می‌گذردکه ز جان در ره آن جان ج...

به ره او چه غم آن را که ز جان می‌گذردکه ز جان در ره آن جان ج...

ناله خیزد ز دلم گاهی و آهی گاهی چون به خاطر گذرد یاد نگاهی گ...

هر زمان جوری ز خوبان می‌کشمهر نفس دردی ز دوران می‌کشمخون دل ...

گلعذاری ز گلستان جهان ما را بسزین چمن سایه آن سرو روان ما را...

اشعار از حضرت حافظ شیرازی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط