{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فریدون شبها زود می خوابیده، دوستش ازش می پرسه: چرا زود می

فریدون شبها زود می خوابیده، دوستش ازش می پرسه: چرا زود می خوابی؟ فریدون میگه: دیدم من که نمی تونم صبحها زود بیدارشم، گفتم اقلا شبها زود بخوابم!

/ سعید
دیدگاه ها (۵)

شب قراریست که ستاره برای بوسیدن ماه میگذارد وچه زیباست شرم ز...

چشم کنعان نگران است، خدایا مگذاربوی پیراهن یوسف به زلیخا برس...

بیماری پیش دکتر می رود و می گوید: باید کله پاچه و مغز و جگر ...

اگر روزی به جشن سوک عروسی ام اومدین ؛خواهشی دارم فقط !!!هرگز...

اینجا جیمی از همه می‌پرسه که دلتون برای چی هم دیگه تنگ شده م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط