{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

لبخند دروغــکی چرا ... ؟!

لبخند دروغــکی چرا ... ؟!
خــــوب نیستـــــم . . .
مثل قرصـــی که نیمِ شب، بدون آب گیـــر می کند ...
گیر کرده ام در گلوی زندگـــــی ...
کاش می توانستم راحـــت حرف بزنم ...
چیزی بگویم از دلتنــــگی ...
میان آدم های این اتاق مجازی ...
فقط می گویم دلتنگـــم ...
این سکــــــوت را دوست دارم …

لال بودن را ترجیـح مـــیدهم، وقتی

کســـی نیست عمق درد پنــهان شده در

حرفهایم را حــــس کند . . .
دیدگاه ها (۱۱)

کنج گلویم قبرستانی است پرازاحساسهایی که زنده بگورشده اند،به ...

کـــلــــافــه کـــرده ای مــــرا ...چــرا چــشــمـهـایـت از...

" خـــــــبر نداشتم از دِلِ آدمــــــا "... ...

خودم

جنوب قلب ایران است...وقتی صدای سنج و دَمام در کوچه‌ها می‌پیچ...

-چرا می‌نویسم ؟شاید برای آنکه واژه‌ها تنها پناهگاهم شده‌اند ...

«از چه بگویم؟ از غمی که انگار ریشه‌اش در عمقِ وجودم است و هر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط