{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝓢𝓽𝓾𝓫𝓫𝓸𝓻𝓷 𝓝𝓾𝓻𝓼𝓮

𝓢𝓽𝓾𝓫𝓫𝓸𝓻𝓷 𝓝𝓾𝓻𝓼𝓮

𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟒

صبح روز بعد

مانیا طبق معمول با سینی غذا وارد اتاق جیمین شد

اما این بار جیمین کنار پنجره نبود

مانیا اطراف اتاق رو نگاه کرد

+ جیمین

جوابی نیومد

چند لحظه بعد صدای سردی از پشت سرش اومد

- دنبال چی میگردی

مانیا برگشت

جیمین خودش رو با ویلچر به کنار میز رسونده بود

+ فکر کردم هنوز خوابی

- لازم نیست هر چیزی رو بررسی کنی

مانیا لبخند کوچکی زد

+ فقط دارم کارم رو انجام میدم

جیمین به سینی غذا نگاه کرد

- باز هم همون غذاهای بی‌مزه

+ چون دکتر گفته باید رژیم داشته باشید

- من از این قوانین خوشم نمیاد

+ میدونم

جیمین بهش نگاه کرد

- از کجا میدونی

+ چون شما از هیچ قانونی خوشتون نمیاد

چند ثانیه سکوت شد

جیمین با اخم نگاهش کرد

- خیلی زود عادت کردی درباره من نظر بدی

+ نه

+ فقط خیلی زود شما رو شناختم

جیمین خواست چیزی بگه اما ساکت موند

مانیا سینی رو جلوش گذاشت

+ امروز تمرین دارید

- نه

+ چرا

- چون گفتم نه

مانیا نفس عمیقی کشید

+ جیمین

+ شما میخواید تا آخر عمر همینجا بمونید و از همه متنفر باشید

چشم‌های جیمین برای لحظه‌ای تغییر کرد

- برو

+ نه

- گفتم برو

+ منم گفتم نه

جیمین با تعجب نگاهش کرد

- تو واقعاً عجیبی

+ اولین کسی نیستید که اینو میگه

برای اولین بار گوشه لب جیمین خیلی کم بالا رفت

اما سریع حالتش رو عوض کرد

- فکر نکن خندیدم

مانیا لبخند زد

+ من چیزی نگفتم

جیمین نگاهش رو پایین انداخت


#فیک #jungkook #namjoon #jhope #jimin #suga #jin #teahyung #fike #bts #fake #Music #Favorites #Jennie #Lisa #Rose #Jisoo #Blackpink #BTS #Jungkook #V #Jimin #Jin #hope #RM #Suga
دیدگاه ها (۶)

𝓢𝓽𝓾𝓫𝓫𝓸𝓻𝓷 𝓝𝓾𝓻𝓼𝓮𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟓صبح روز بعدمانیا طبق معمول وارد اتاق جیم...

𝓢𝓽𝓾𝓫𝓫𝓸𝓻𝓷 𝓝𝓾𝓻𝓼𝓮𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟔شب شده بودبارون آرومی می‌بارید و صدای قط...

𝓢𝓽𝓾𝓫𝓫𝓸𝓻𝓷 𝓝𝓾𝓻𝓼𝓮𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟑چند روز گذشته بودمانیا هنوز نتونسته بود ...

𝓢𝓽𝓾𝓫𝓫𝓸𝓻𝓷 𝓝𝓾𝓻𝓼𝓮𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟐صبح روز بعدنور آفتاب از پنجره وارد اتاق ...

𝓢𝓽𝓾𝓫𝓫𝓸𝓻𝓷 𝓝𝓾𝓻𝓼𝓮𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟑𝟎چند هفته گذشت.جیمین تقریباً کاملاً خوب ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط