{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از هم گریختیم

از هم گریختیم
و آن نازنین پیاله دلخواه را،دریغ
بر خاک ریختیم!
جان من و تو تشنه پیو ند مهر بود
دردا که جان تشنه خود را گدا ختیم
بس دردناک بود جدایی میان ما
از هم جدا شدیم و بدین درد سا ختیم
دیدار ما که آن همه شوق و امید داشت
اینک نگاه کن که سراسر ملال گشت
و آن عشق نازنین که میان من و تو بود
دردا که چون جوانی ما پای مال گشت!
با آن همه نیاز که من داشتم به تو
پرهیز عاشقانه من نا گریز بود
من بار ها به سوی تو باز آمدم ولی
هر بار دیر بود!
اینک من و تو ئیم ،دو تنهای بی نصیب
هر یک جدا گرفته ره سر نوشت خویش
سر گشته در کشاکش طو فان روزگار
گم کرده همچو ن آدم و حوا بهشت خویش
دیدگاه ها (۱)

🌱از هم گریختیم🌱و آن نازنین پیاله‌ی دلخواه را، دریغ، بر خاک ر...

نمی‌دانم این مکتوب در میانِ طومارهایِ انباشته بر میزِ زرینت،...

قصه هجدهم: حر بن یزید ریاحی

از هم گریختیم و آن نازنین پیاله دلخواه را دریغ بر خاک ریخت...

ازهم گریختیم  و آن نازنین پیاله دلخواه را  ؛ دریغ  بر خاک ری...

.از هم گریختیم ...و آن نازنین پیاله دلخواه را دریغبر خاک ریخ...

ازهم گریختیم و آن نازنین پیاله دلخواه را، دریغ بر خاک ریخت.....

از،هم،گریختیم وآن ،نازنین،پیاله،دلخواه را،دریغ،بر،خاک،ریخت.....

از هم جدا شدیم و بدین درد ساختیم ...دیدار ما که آن همه شوق و...

در سکوت دلنشین نیمه شب میگذشتیم از میان کوچه ها راز گویان هر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط